العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

314

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

ركوعند و بر پا نمىايستند و گروهى در صف ايستاده‌اند و از جاى خود بيرون نميروند و گروهى تسبيح گوينده‌اند و خسته نميشوند آنان را نه خواب در چشمها و سهو در عقل مىآيد ، نه سستى و نه بيخبرى و فراموشى فرا ميگيرد و بعضى از آنان امينان وحى خدايند و براى فرستادگان خدا ترجمانند براى فرمان و حكم خدا رفت و آمد ميكنند . گروهى نگهدارندگان بندگانند و دربانهاى بهشت ، برخى پايشان به زمينهاى پائين استوار است و گردنهايشان از آسمانهاى بلند گذشته و اعضايشان از اطراف جهان بيرون شده ، دوشهاى آنان موافق پايه‌هاى عرش مىباشد در برابر عرش ديدگانشان را به زير افكنده‌اند و در زير عرش خود را ببالهايشان پوشيده‌اند ميان فرشتگان و كسانى كه از آنان فروترند پرده‌ى قدرت زده شده پروردگارشان را در و هم و خيال به صورتى در نياورند اوصاف خلائق را بر او جارى نكنند او را بمكان‌هائى محدود نكنند و بنظائر و مثلها بسويش اشاره نكنند . و از همان سخنرانيست در آفرينش آدم بعد خداى سبحان گرد آورد از زمين سنگلاخ و پهن و شوره‌زار و جايى كه مستعد براى زراعت است خاك آن را با آب آميخت تا بهم چسبيده آنگاه از خاك آميخته شده شكلى را كه داراى اطراف و اعضا و پيوستگيها و گسستگيها بود بيافريد ، محكم و نرم قرار داد تا گلى خشكيده شد براى زمان معينى سپس آن گل خشكيده را جان داد ، بر پا ايستاد در حالتى كه انسانى شد داراى نيروهاى دريابنده كه آنها را معقولات به كار مىاندازد ، انديشه‌هايى كه در كارها تصرف مينمايد ، اعضائى كه خدمت‌گزار خويش قرار ميدهد ابزارى كه در كارهايش به حركت در مىآورد و شناختى كه ميان درست و نادرست و چشيدنىها و بوئيدنيها و رنگها و جنسها تميز ميدهد ، سرشت او برنگهاى گوناگون