العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

28

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

اگر در برابر من بايستند گويا ايشان بنائى محكم و بهمديگر پيوسته‌اند ، نمىبينم در دلهايشان سرگرمى از آفريدگان سوگند بعزتم كه آنان را زنده كنم زندگى گوارا ، هر گاه روح از پيكرشان جدا شود فرشته‌ى مرگ را بر آنان مسلط نمىكنم . كسى متصدى قبض روحشان جز من نميشود ، براى روحشان تمام درهاى آسمان را بگشايم ، تمام پرده‌ها را از نظرشان بر طرف كنم ، فرمان درهم بهشت را كه زينت و آرايش كنند ، حوريان بهمسرىشان در آورده شود ، فرشتگان درود بر آنان فرستند ، درختان ميوه‌شان دهند ، ميوه‌هاى بهشت بسويشان فرستاده شود ، همانا فرمان دهم بادى را كه در زير عرش است تا كوههاى مشك اذفر و كافور برايشان آورد ، برافروخته مىشوند بدون آتش . سپس داخل آن ميشوند ، ميان من و روح او فاصله‌اى نيست ، به دو هنگام قبض روحش ميگويم : مرحبا اهلا به آمدن تو بسوى ما بالا بيا با كرامت و مژده و رحمت و بهشت ، بهشتهائيست براى آنان در آن بهشت نعمتهاى هميشگى است ، در آن بهشت جاويدانند هميشه همانا در پيشگاه خدا پاداشى بزرگ است پس اگر به بينى فرشتگان را چگونه آنها را ميگيرند و به ديگرى مىبخشند . اى احمد ! همانا مردمان آخرت در آن هنگام كه پروردگارشان را مىشناسند غذائى برايشان گوارا نيست اندوهى آنان را سرگرم نمىكند وقتى كه گناهانشان را مىشناسند به خطاهاشان گريه ميكنند ، نفس خود را به زحمت مىاندازند نفس‌شان را راحت نميگذارند و همانا راحتى و آسايش اهل بهشت در مرگ است . آخرت آسايشگاه عابدين است . هم نفسشان اشكهائيست كه بر چهره‌هايشان روانست ، همنشين‌شان فرشتگان است كه در طرف چپ و راستشان قرار دارند ، مناجات و رازشان با بزرگى است كه بر فراز عرش است ، و همانا اهل آخرت دلهايشان در درونشان