العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
29
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
جريحهدار است ، مىگويند كى ازين سراى نابودى راحت شويم براى هستى رويم ؟ اى احمد ! ميدانى در آخرت براى پارسايان پيش من چه درجهايست ، عرضكرد : نه پروردگارم فرمود مردم برانگيخته مىشوند خوردهگيرى در حساب ميشوند ولى آنان از حساب معافند ، همانا پستترين چيزى كه در آخرت به پارسايان بخشيده مىشود اينست كه كليدهاى بهشت به آنان داده مىشود تا هر درى را كه بخواهند بگشايند ، از آنان چهره نپوشانم ، مسلم ارزانى دارم بايشان در نعمتهاى گوناگون ، سخنم را ، و بنشانم ايشان را در نشستنگاه حق و راستى و خاطرنشان سازم بايشان آنچه را كه در دنيا انجام دادند و به زحمت افتادند چهار در بروىشان بگشايم ، يك در ارمغانها بر آنان باز شود صبح و شام از طرف من وارد شود ، در ديگر نگاه مىكنند از آن بسوى من هر جور كه بخواهند بدون سختى ، در سوم كه از آن آگاه مىشوند بجهنم نگاه مىكنند از آن بسوى ستمگران كه چطور عذاب مىشوند ، در چهارم از آن وارد مىشود برايشان كلفتها و حوريان . عرضكرد پروردگار من اين پارسايان كيانند كه تعريف فرمودى آنان را ؟ فرمود : پارسا كسى است كه خانهاى ندارد خراب شود كه بواسطهى خرابى آن غمگين شود ، نه برايش فرزندى است كه بميرد سپس براى مرگش افسرده خاطر شود ، نه مالى دارد كه از دستش برود و غمنده شود ، انسانى او را نمىشناسد كه او را آنى از ياد خدا باز دارد . نه زيادى غذائى دارد كه از آن باز خواست شود ، نه جامهى نرمى دارد . اى احمد چهرهى پارسايان از رنج شب زنده دارى و روزه زرد است ، زبانهايشان بند است مگر از ياد خداى تعالى ، دلهايشان در سينهها از بسيارى مخالفت هواهايشان فرارى است . از بسيارى روزه گرفتن نفسهايشان لاغر و ضعيف است ، نفسهاى خود را