العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
262
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
پس اجر براى بوجود آورندهى سنت و گناهان بر كسى كه درهم شكسته است آن را باشد فراوان همنشينى دانشمندان و حكيمان را كن در استوار كردن آنچه را كه شهر و ديارت بر آن شايستگى دارد و در برپاداشتن آنچه كه پيش از تو مردم بر پا داشتهاند زيرا كه اين كار حق استوار دارد و نادرستى را دور كند و كفايت مىكند آن را دليل و مثالى زيرا روشهاى شايسته راه بسوى خداست و بدان كه رعيت چند دسته مىباشند كه گروهى را شايسته نميكند مگر گروه ديگر و بىنيازى از گروهى به گروه ديگر نيست ، پس گروهى از آنان ارتش خدايند ، گروهى نويسندگان عمومى و خصوصى ، گروهى قاضيان دادگر ، گروهى كارمندان انصاف و مدارا ، گروهى اهل جزيه و خراج « 1 » از اهل ذمه و جزيهاند ، گروهى بازرگانان و صاحبان صنعت ، گروهى طبقهى چهار و پنج اجتماعند ( تهيدستان ) و تمام را خداوند بهرههايشان را نامبرده و حد و اندازهى واجب آن را در قرآن و سنت پيامبرش خاطرنشان ساخته و پيمان و دستورش پيش ما نگهدارى شده . ارتش بفرمان خدا حصارهاى رعيت و آرايش زمامدار ، سرفرازى دين راه انس و آسايش است دوام رعيت نيست مگر بارتش بعد دوامى براى ارتش نيست مگر به باجهائى كه در جنگها از دشمنان گرفته مىشود بعد دوامى براى اين دو صنف نيست مگر بطايفهى سوم كه قاضيان و كارمندان و نويسندگانند زيرا در كارها حكم ميكنند و دادگرى را آشكار مينمايند ، منفعتها را گردآورند به كارهاى عمومى و خصوصى به آنها اعتماد مىنمايند و دوامى براى تمام اينها نيست مگر ببازرگانان و صاحبان صنعت در آنچه كه گرد مىآورند از سودها ، بازارها را به پا مىدارند كارهائى انجام مىدهند كه جز آنان ديگرى را نيروى آنها نيست . بعد گروه پائين از طبقه چهار و پنج كه كمك به آنها سزاوار است و در نزد خدا براى هر يك از آنان گشايشى است و هر كدام از آنها را بر حكمران حقى است بهر اندازه كه صلاح بداند و حكمران از عهده آنچه كه خدا بر او واجب كرده بر
--> ( 1 ) كافرانى كه باج مىدهند تا جان و مال و ناموسشان در پناه اسلام باشد . مترجم