العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

252

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

بدان كه هر كس در عيب ديگرى نگاه كند از عيب خود بى خبر شود ، كسى كه رنج كارها را كشيد هلاك شود ، آن كه بىانديشه به دريا رود غرق گردد ، هر كس برأيش نازد گمراه شود ، آنكه بخرد خود بىنياز شود بلغزد هر كس در ميان مردم خود را بزرگ شمارد خوار گردد . هر كس شوخى كند سبك شمرده شود و كسى كه چيزى در او فراوان باشد به همان شهرت پيدا كند ، آنكه سخنش زياد باشد خطايش بسيار است ، كسى كه خطايش زياد باشد شرمش اندك و پارسائيش كم است كسى كه پارسا نباشد دينش اندك است و آنكه دينش كم است دلش مىميرد و آنكه دلش بميرد در آتش وارد شود . گفته شده كه مردى در برابر امام حسن ايستاد و عرضكرد : اى پسر امير المؤمنين ! بخدائى كه به تو اين نعمت را ارزانى داشته كه آن را بوسيله واسطه نرسيده‌اى بلكه لطفى است از خدا بر تو ، انصاف ده مرا از دشمنى بسيار ستمگر و بيدادگر كه نه پير مرد را احترام كند و نه بر كودك رحم كند ، حضرت تكيه داده بود بلند شد و نشست فرمود : دشمن تو كيست كه ترا نسبت به او انصاف دهم ؟ عرضكرد : تهى دستى است : حضرت ساعتى سرش را پائين افكند بعد بلند كرد بسوى نوكرش نگاه كرد و سپس فرمود : هر چه پيش تو است بياور غلام پنج هزار درهم آورد حضرت فرمود به آن مرد داد ، بعد فرمود : به حق آن سوگندها كه مرا دادى هر گاه دشمنت پيش تو آمد بيا نزد من .