العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

242

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

و حال اينكه خودت را در آن حال وعده توبه ميدهى پس مرگ فاصله مىشود ميان تو و توبه‌ات در اين هنگام تو خويش را تباه كرده‌اى . پسرم فراوان بباد آور مرگ و پيشامدهاى بعد از مرگ را كه ناگاه به آن درآئى ، مرگ را روبروى خود قرار ده تا اينكه بيايد ترا در حالى كه تو از آن دورى كرده‌اى ، مبادا در حال غرور ترا دريابد ، فراوان به ياد آخرت و آنچه كه در آنست از نعمت و عذاب دردناك باش ، زيرا كه ياد آخرت ترا پارسائى در دنيا كند و دنيا را در نظرت كوچك نمايد و خداوند ترا از دنيا خبر داده و آن را برايت تعريف نموده و پرده از بديهايش برداشته ، زينهار كه فريب بخورى از جاويدان ماندن مردم دنيا و حرص آزشان به دنيا ، همانا مردمان دنيا سگهاى فريادكننده و درندگان زيان رساننده كه گروهى بر گروه ديگر فرياد كنند كه نيرومندها ناتوانان را خورند بزرگها كوچكها را ، مردمان دنيا از راه راست گمراه شده‌اند و گمراهى را پيموده‌اند ديدگانشان را از راه درست گرفته‌اند گمراه شده‌اند در سرگردانى و در آشوبهاى دنيا غرق شده‌اند دنيا را صاحب خويش گرفته‌اند دنيا با آنان بازى كرد آنان با دنيا ولى آينده را فراموش كردند . پس بپرهيز پسرم كه عيب‌هاى دنيا ترا زشت نكند اهل دنيا دو قسمند قسمى شترهاى عقال شده ( يعنى ناتوانان ) قسمى رها شده ( هر چه بخواهند انجام دهند نيرومندند ) كه خردهايشان تباه شده و راه نادانى را پيموده‌اند ، با شتران علوفه نخورده در راهى سخت كه ساربانى نيست كه آنها را نگهدارد ، مدارا كن تا تاريكى شب بر طرف شود گويا مسافرين رسيدند اميد است آنكه شتاب كرده بر گردد ، بدان كه هر كس كه شتر سواريش شب و روز برود او را ميبرد اگر چه خودش نرود . منع كرده خدا جز ويرانى دنيا و آبادى آخرت را پسرم اگر واگذارى در آنچه كه خدا از دنيا برايت واگذارده و خود را از دنيا بشناسى اين كار براى تو سزاوارتر است و اگر تو پند مرا نپذيرى پس از دنيا بپرهيز مسلم بدان كه