العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

234

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

نااميد شدن بهتر است از خواستن از مردم و پارسائى با كسب بهتر است از شادى با ستم ، مرد رازش را نگه ميدارد چه بسا كوشش‌كننده‌اى بر زبانش كوشش مىكند ، پر گو ياوه‌گو است آنكه انديشه دارد بيناست ، بهترين بهره‌ها دوست شايسته است ، خشمت را كم ، نكوهشت را اندك نما در غير گناه پس هر گاه كسى نافرمانى كرد همانا بخشش با عدالت سخت‌تر است از زدن براى كسى كه او را خرد است بدامن بىخرد چنگ مزن تلافى را اندك نما و قرار ده براى هر مردى از ايشان كردارى را كه از آن استفاده كنند زيرا سزاوار است به كسى اعتماد نكنند ، فاميليت را گرامى دار زيرا كه فاميل پرى است كه بواسطه او پرواز ميكنى و ريشه‌ى تو است ريشه‌اى كه بسوى آن برميگردى و به آنان متصل ميشوى و بواسطه‌ى آنان لذت تو در سختيها طولانى مىشود گرامى دار گرامى آنان را و عيادت كن مريضشان را و در كارهايشان شريك شو و مشكلاتشان را آسان كن و كمك بخواه از خدا در كارهايت زيرا كه خداوند با كفايت‌ترين ياور است دين و دنيايت را به خدا سپار از او بخواه بهترين حكم را در دنيا و آخرت . پسرم همانا ترا سفارش ميكنم بپرهيزكارى و واجب دانستن آن را و آبادى دلت را به ياد خدا ، چنگ زدن بريسمان او كه وسيله‌اى مطمئن‌تر از وسيله‌ى ميان تو و خداست اگر آن وسيله را بگيرى . دلت را باندرز زنده دار ، بپارسائى و نيروى يقين بميران ، به ياد مرگ رامش كن ، بنابودى استوارش كن ، بخيانتهاى دنيا بينايش كن ، از قدرت روزگار و زشتى دگرگونى شب و روز بترسان ، از حديث گذشتگان آگاهش نما بيادش آور كه بر آنان چه رسيد ، بگردانش در ديارشان ، به بين چه كردند و كجا رفتند و از كجا جابجا شدند مىبينى كه انتقال يافتند از دوستان ، جايگزين خانه‌ى غربت شدند در ديارشان فرياد كن كه اى ديار خالى كجاست مردم تو بعد بر فراز گورشان بايست و بگو اى بدنهاى پوسيده و اعضاى پراكنده چه طور ديديد خانه‌اى را كه شما در آنيد ، پسرم گويا تو به زودى مانند يكى از آنان