العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
235
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
ميگردى جايگاهت را اصلاح كن ، آخرت خويش را به دنيا مفروش در بارهى چيزى كه نميدانى سخن مگو و در بارهى چيزى كه مربوط به تو نيست سخن مگو و خوددارى كن از رفتن راهى كه از گمراهيش بيمناكى زيرا كه خوددارى در هنگام سرگردانى بهتر است از انجام دادن كارهاى بيمناك و به نيكى امر كن كه از اهل آن باشى و انكار كن بدى را بزبانت و دستت و از آنكه بدى را انجام دهد دورى كن و در راه خدا بجنگ آنچنان كه شايسته باشد و نكوهش نكوهشكننده ترا در راه خدا فرا نگيرد در درياى مشكلات فرو شو فقيه در دين شو ، نفست را به بردبارى عادت بده و در همهى كارها خويشتن را به خدا واگذار زيرا ترا پناهگاهى نگهدارنده و جلوگيرى تواناست خواستههايت را از پروردگارت فقط بخواه زيرا بخشيدن و نااميدى بدست اوست ، فراوان طلب خير كن ، سفارش مرا بفهم و از آن دورى مكن زيرا كه بهترين گفتار آنست كه بهرهاى دهد بدان كه فائدهاى در دانشى كه بهرهاى ندارد نيست دانش تا انتشار داده نشود سود ندارد ، پسرم چون خود را سالخورده ديدم كه مرا در حال ضعف و سستى مىبينى كه ترا از چند خصلت بيم دارم از اينكه مبادا مرگ من فرا رسد پيشى گرفتم بوصيتم بسوى تو بدون اينكه آنچه خاطر من است به تو برسد يا اينكه كاستى در انديشه من پيدا شود آنچنان كه بدنم كاسته شده يا سختى هوا و آشوب دنيا بر من پيروز شود . همانا دل جوان مانند زمين خالى است آنچه در آن افكنده شود مىپذيرد پس بادب كردن تو پرداختم پيش از آنكه دلت تاريك شود و خردت گرفتار گردد تا رو آورى در كارها با كوشش رأى خود با آنچه بىنياز گردانيدهاند ترا آزمايشكنندگان در طلب كردن و آزمايش آن تا از رنج آزمايش بىنياز شده و از به كار بردن آن معاف گردى پس از ادب به تو رسيد آنچه را ما به آن رسيديم براى تو آشكار است آنچه بر ما تاريك بود . پسرم من اگر باندازهى پيشينيان زندگى نكردم ولى در كردار آنان