العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
222
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
و فروتنى كن و رأيت را تمام كن و گرد آور پس همت تو در اين راه بايد يكى باشد . تأمل كن در آنچه كه براى تو تفسير كردم پس اگر گرد نياورد نفس تو براى تو رأيت را بر آنچه كه دوست دارى از طرف خود و آسودگى نظر و فكرت و انديشه ، بدان كه تو همانا در كارها بدون پيش بينى تصرف ميكنى و در نابوديها گرفتار ميشوى كوتاه نظر جوينده دين نيست و خوددارى در كوتاه نظرى نزديكتر بخير است . و همانا اول چيزى كه در اين وصيت آغاز ميكنم براى تو و آخر آن اين است كه ستايش ميكنم خدائى را كه خداى تو و پيشينيان و آيندگان است و پرورش دهندهى آسمانها و زمينها است آنسان كه او اهلش هست و همانسان كه براى او سزاوار است و از آن خدا مىخواهم كه بر محمّد پيامبر و بزرگ ما و بر پيامبران خدا درود فرستد و نعمتش را بر ما تمام كند به آنچه كه يارى كرده ما را در خواهش از او بفراهم كردن اسباب براى ما زيرا به نعمت و بخشش او اسباب شايستگى تمام مىشود . پسرم ترا از دنيا و دگرگونى و ناپايداريش بمردم آگاه كنم ، از آخرت و آنچه را كه خداوند براى مردمش وعده كرده خبر دهم و براى تو مثلهائى بزنم تا بيدار شوى و دنبال آنها به روى . همانا مثل كسى كه بيناى به دنيا شده مانند گروه مسافريست سفر كرده دور شدهاند از منزل بىآب و آبادى و روى آوردهاند به منزلى آباد و زحمت راه و دورى دوستان سختى سفر را در خور و خواب تحمل كردهاند تا بخانهاى پهناور و جايگاه آسايش بروند پس نيابند براى چيزى از اين سفر دردى و نه بينند براى خرجى سفر زحمتى و چيزى دوستتر براى آنان از آن منزل نيست و مثل كسى كه فريب دنيا را خورده مانند گروهى است كه در منزلى آباد بودهاند از آن منزل بمنزلى ويران سفر كردهاند پس چيزى ناخوشتر و بيمناكتر در پيش آنان از اين سفر نيست كه از منزل آباد دور شدند بعد ميترسانم ترا از نادانيها تا اينكه خويشتن را دانا نشمارى زيرا كه دانا كسى است كه بداند