العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
21
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
گفت : پروردگارم عز و جل امر كرده به او رو آورم آستينش را باز كرد و پرنده در آن وارد شد باز به او گفت : صيد مرا گرفتى در حالى كه من چند روز است كه او را دنبال مىكنم ، با خود گفت كه پروردگارم امر كرده كه اين را نااميد نكنم پس تكهاى از گوشت رانش را جدا كرد و بباز داد بعد راه افتاد ناگاه چشمش افتاد به تكه گوشتى بد بوى كرم افتاده ، پس گفت : پروردگارم عز و جل دستور داده ازين فرار كنم پس از او گريخت . ولى در خواب ديد كه بوى گفته شد كه تو آنچه را مأمور بودى انجام دادى آيا مىدانى چه بود ؟ گفت : نه . براى او گفته شد كه امّا كوه پس خشم بود همانا بنده هر گاه خشم مىكند خودش را نمىبيند و قدرش ناپيداست از بزرگى خشم ، هر گاه خودش را نگهداشت و قدر خويش را شناخت و خشمش فرو نشست سرانجام خشم مانند لقمهى گوارائى كه خورده مىشود ، و امّا طشت پس كردار شايسته است كه هر گاه بنده آن را پنهان كند خداوند وسيلهى آشكارشدنش را فراهم مىكند تا بنده را به آن كردار زينت بدهد علاوهى بر آنچه كه در آخرت براى او از پاداش پسانداز شده ، اما پرنده مردى است كه براى نصيحت و اندرز پيش تو آيد پس به دو روى آور و استقبال كن از پندش ، اما باز مرديست نيازمند كه پيش تو آيد او را نااميد مكن ، اما گوشت بد بو غيبت است و از آن فرار كن . 2 - از حضرت رضا عليه السلام روايت شده كه همانا پدرش فرمود كه رسول خدا فرموده كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : كه اى پسر آدم بىانصافى ، آيا نعمتهايم را به تو ارزانى نداشتم و تو بواسطهى گناهان ، مرا بخشم آرى ، خوبى من بر تو فرود آيد ، شرّ تو بسوى من بلند شود . و هميشه فرشتهاى بزرگ از طرف تو بسوى من آيد در هر روز و شب با كردارى ناپسند . اى پسر آدم اگر بشنوى تعريف خود را از غير خودت ببدى و حال اينكه تو اطلاعى ندارى بسوى خشم او شتاب مىكنى .