العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

183

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

هر گاه درد از آسمان بود دارو فائده‌اى ندارد روحها سپاه‌هاى صف كشيده‌اند . پس آنچه كه يك ديگر را بشناسند با هم انس ميگيرند و آنچه كه انكار كنند با هم اختلاف دارند ، بخشنده نزديك بخداست ، نزديك به بهشت و مردم است . از پنج چيز دورى كن : حسد ، فال زدن ، ستم ، بدگمانى و سخن‌چينى ؛ من در پيش گمان بنده‌ام نسبت به من باشم آنكه در نيكى برايش باز شود بايد او را به پا دارد زيرا كه نمىداند كى آن در بسته مىشود كارها مىبايد به آخر رسد و كردار بپايان ، با زنان مشورت كنيد ، سپس مخالفت حرف آنها ، دوست داشتن تو چيز را كر و كورت مىكند ، زن مانند دنده‌ى چپ است ، پيوند كنيد خويشانتان را گر چه بسلام باشد ، گريز بجا پيروزى است ، جوانى شعبه‌اى از ديوانگى است ، خير در بيخيرى نيست و بيخيرى در خير نيست . همانا خدا فال نيك را دوست دارد ، ريشه‌ى خرد بعد از ايمان دوستى به سوى مردم است مقدر واقع مىشود ، همت برتريست ، صدقه عمر را زياد مىكند و روزى را فرو مىآورد و از مرگ بد نگاه مىدارد ، خشم خدا را خاموش مىكند واگذاردن فرصتها غصه است ، فرصتها مانند ابر ميگذرد ، تنگ‌ترين كار نزديكترين آن بفرج است نيك پيمانى از ايمانست ، كسى كه از او حرفى آموخته‌اى خود را برايش بنده قرار ده ، پيروزى به پشت كار دارى و دور انديشى است ، هر گاه قضاى الهى بيايد فضا تنگ مىشود ، دنيا زندان مؤمن است ، جوينده‌ى دانش بلطف خدا پيچيده شده ، پشيمانى توبه است ، حسود خشمناك است بر كسى كه گناهى ندارد دورانديشى اراده را بجنبش در آورد ، اراده به نگهدارى اسرار است . خردمندترين مردم نيكوكار بيمناك است و نادان‌ترين مردم بدكار آسوده است ، جوينده‌ى دانش نمىميرد تا باندازه‌ى زحمتش بهره ببرد ، مؤمنان در گرو