العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

165

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

44 - مردى خدمت حضرت پيغمبر آمد سپس عرضكرد اى رسول خدا مرا وصيت كن . فرمود : به خدا شرك مياور اگر چه به آتش سوخته شوى و عذاب شوى و گر نه دلت اطمينان بايمان داشته باشد و پدر و مادرت را فرمان بردار باش و به آنان نيكى كن چه مرده و چه زنده باشند اگر فرمان دهد كه دست از فرزندان و مالت بردار انجام ده كه از ايمانست ، نماز واجب را عمدا ترك مكن زيرا كه هر كس نماز را عمدا ترك نمايد از حمايت خدا دور است ، بپرهيز از نوشيدن شراب و هر مست‌كننده‌اى زيرا كه آنها كليد هر بدى است . 45 - مردى از بنى تميم كه اسمش ابو اميه بود به محضرش شرفياب شد و عرضكرد اى محمّد ! مردم را بسوى كى مىخوانى فرمود : بسوى خدا با بينش خودم و هر كس كه پيروى مرا كند دعوت مىكنم و بسوى خودم دعوت ميكنم هر كس را كه سختى به تو مىرساند . خدا را مىخوانم كه از تو بر طرف كند اگر از خدا يارى بخواهى در گرفتارى ترا يارى كند و اگر فقير باشى ترا بىنياز كند . سپس گفت : اى محمّد مرا وصيتى كن حضرت فرمود خشم مكن گفت بيش ازين بگو فرمود هر چه براى خود مىپسندى همان را براى مردم به پسند گفت زيادتر بفرما فرمود : مردم را دشنام مده كه نتيجه‌اش دشمنى است . گفت بيشتر كن مرا فرمود : از نيكى در پيش اهلش دورى مكن گفت بيشتر كن مرا فرمود : مردم را دوست بدار كه ترا دوست دارند برادرت را با چهره‌ى باز ديدار كن ، بپرهيز از بيتابى كه مانع بهره‌ى آخرت و دنياى تو مىشود ، شلوارت را تا نيمه ساق بياور بپرهيز از جامه‌ى بلند كه جامه‌ى بلند كبر است و خدا خود پسندى را دوست ندارد . 46 - فرمود : خداوند پير مرد زناكار و ثروتمند ستمگر و فقير متكبر و سائل بد پيله را دوست ندارد و پاداش بخشش‌كننده‌اى كه بسيار منت مىگذارد نابود