العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
153
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
اين بود كه خداى را ستايش كرد و حمد نمود بعد ميگويد : اثر اين و صدايش را بلند كرد و سخت خشم نمود و گونههايش سرخ شد گويا طليعه سپاه بود ، بامداد كنيد يا شام كنيد . بعد ميگويد برانگيخته شدم و حال اينكه ساعت مانند اين دو است بعد اشاره كرد بانگشت سبابه و انگشت وسطى كه بعد از انگشت ابهام است ، بعد ميگويد : همانا بهترين سخن كتاب خداى عز و جل است و بهترين هدايت ، هدايت محمّد است و بدترين كارها بدعتها است و هر بدعتى گمراهى است هر كس مالى را واگذارد براى اهل خودش بجا ماند و هر كس قرض و ملكى بجا گذارد بعهدهى من است . 41 - جامع الاخبار : رسول خدا فرمود : عفت آرايش بلاست ، فروتنى آرايش حسب است ، فصاحت آرايش سخن است ، دادگرى ايمانست ، وقار آرايش بندگى است حفظ كردن آرايش روايت است ، نگهدارى دليل آرايش دانش است ، ادب نيكو آرايش خرد است ، گشادهروئى آرايش بردبارى است ، از خود گذشتن آرايش پارسائيست ، انفاق كردن آنچه هست آرايش يقين است ، اندك خرج كردن آرايش قناعت است ، منت نكردن آرايش نيكى است ، خاشع بودن آرايش پارسائى است . 42 - كافى : جابر بن عبد اللَّه ميگفت همانا روزى رسول خدا بر ما گذشت در محل خود بوديم او سوار بر شتر وقتى بود كه حضرت از حجة الوداع برگشته بود پس در برابر ما ايستاد و سلام كرد پاسخ داديم بعد فرمود : چه شده كه مىبينم دوستى دنيا بر بيشترى از مردم غلبه كرده بطورى كه گويا مرگ در دنيا براى آنان نيست و گويا حق در دنيا براى غير آنان واجب شده و گويا در نظر آنان كسانى كه ميميرند به سفر ميروند و پس از مدتى برميگردند خانهايشان گورهايشانست و ارث آنان را ميخورند گمان ميكنند آنان جاويدانند در دنيا ، دور است دور آيا پند نميگيرند آخرشان از اولشان همانا نادانند و فراموش كردند هر پندى كه در كتاب خداست و ايمنند از شر سرانجام بد و نميترسند بلا و حوادث را ، خوشا به حال كسى كه ترس خدا او را از ترس مردم باز داشته .