العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

27

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

فوز بزرگ است كه هر خوشى و خرمى در برابرش ناچيز است . راستى قدمى صادق دارند نزد پروردگارشان ( 2 - يونس ) براى سابقه و فضلى كه بكوشش با قدم دارا شدند از روى راستى و صميميت . در مجمع ( ج 5 ص 89 ) از امام صادق عليه السّلام كه قدم صدق شفاعت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است . و در كافى و تفسير عياشى ( ج 2 ص 117 ) كه رسول خدا است و در اين هر دو است كه ولايت على عليه السّلام است چون ولايت شرط شفاعت است و اين دو از هم جدا نشوند . بايمانشان ( 9 - يونس ) بسبب ايمان و پايدارى در پيمودن راه بهشت و . . . و مژده ده مؤمنان را ( 87 - يونس ) به يارى در دنيا و ببهشت در ديگر سرا . اكنون با اينكه نافرمانى كردى در پيش ( 91 - يونس ) طبرسى ره ( ج 5 ص 131 ) مجمع گفته يعنى به او گفته شد اكنون گرويدى كه سودى ندارد و پذيرفته نيست چون ديگر اختيارى نمانده با اينكه در حال اختيار كه ايمان سودمند بود تركش كردى خوب بود پيش از اين گرويده بودى و ايمان به زور سبب استحقاق ثواب نيست و سودى ندارد . پايان رازى براى ناپذيرائى توبه فرعون چند وجه گفته يكى آنكه ايمانش هنگام نزول عذاب بود به زور بود و توبه در اين حال پذيرفته نباشد . و چنين بايد بر ما ( 102 - يونس ) يعنى بمانند نجات دادن مؤمنان بايد بر ما هنگام نابود كردن مشركان . در مجمع ( ج 5 ص 138 ) و در تفسير عياشى ( ج 2 ص 138 ) از امام صادق عليه السّلام چه باز دارد شما را كه گواه باشيد بر هر كه از شما بر عقيده امامت ميرد از بهشتيانست زيرا خداوند تعالى فرمايد : و چنين بايد ما را كه نجات دهيم مؤمنان را . ولى بپرستم خدا را كه جان شما را بگيرد ( 103 - يونس ) كه بايد از او ترسيد و اميدوار بود و او را پرستيد و نام جان گرفتن را آورد براى بيم دادن من فرمان دارم بوده