ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
610
معجم البلدان ( فارسى )
در آن گروهى بسيار از دو طرف كشته شدند و اين به سال 83 هجرى بود ، اين ديه ميان واسط و بصره در كرانهء دجله است و آن را زاويه نامند . در كنار و برابر آن ديهى ديگر است كه آن را « هنيّه » « 1 » نامند . زاويه نيز جايگاهى است نزديك مدينه كه كاخ انس بن مالك « 2 » در آنجا بود و آن در دو فرسنگى مدينه است . زاويه نيز يكى از استانهاى « أكشونيه » در اندلس است . زاهريّه « 3 » [ ى ى ] نام چشمهاى در « رأس عين » - سرچشمه ، كه به ژرفاى آن كس نرسيده است و من آن را در واژهء « رأس عين » ياد كردم . زاه [ - ] با هاى ملفوظ در پايان . ديهى از نيشابور است و نسبت بدان زاهى و ازاهى آمده است . بدانجا نسبت دارد محمد پسر اسحاق پسر شيرويه زاهد زاهى « 4 » . او از بو العباس پسر منصور و همقطاران او برشنوده است و در ربيع دوّم سال 338 درگذشت . باب زاء و باء و آنچه پس از آنهاست زبّاء [ ز ب باء ] با الف كشيده هموزن واژهء مؤنث ازب ، به معنى تن پرمو . « سنة زبّاء » يعنى سالى كه پر خير و بركت باشد « عام ازب » يعنى سال پرچمن كه تشبيه سال است به تن پرمو . اين واژه نام چشمهء آبى است از آن قبيلهء سليط . غسّان پسر ذهل در نكوهش جرير شاعر چنين مىسرايد : امّا كليبا فانّ اللّوم حالفها * ما سال فى حفلة الزّبّاء واديها « 5 » او گويد : زبّاء آبى است از آن قبيلهء سليط و حفله در اين شعر به معنى فزونى سيلاب است . بو عثمان سعيد پسر مبارك مىگويد : عماره پسر عقيل پسر بلال پسر جرير به من گفت : نام هر آب از آبهاى عرب مؤنث به شمار مىرود امّا « زبّاء » را كه مذكر است به معنى « ماءة الزبّاء » مىگيرند تا مؤنث باشد . « زبّاء » نيز چشمهء آبى در يمامه است كه خضرمه و صعفوقه از قبيلهء حفصه از آنجا سيراب مىشوند . زبّاء نيز آبى است از آن [ 912 ] بنى طهيّه از قبيلهء تميم . زباوان دو باغچه هستند از آن قبيلهء عبد اللّه پسر عامر پسر كريز ، ميان حنظله و تنومه در مسير وزش باد شمال از « بتاج » در سمت راست كسانى است كه از بصره بسوى مكه بالا روند ، در دهانهء وادىهاى « حلّة النباج » است . زبّاء نيز به گفتهء حازمى شهرى است در كرانهء فرات كه به نام زباء معشوقهء جذيمهء أبرش « 6 » خوانده شده است . قاضى محمد پسر على انصارى موصلى مىگويد : بو بكر عبيد اللّه پسر عثمان مقرى دمشقى كه خطيب زبّاء بود در همان شهر به ما گفت : زبّاء نشانى است در آسمان و نيز نام شهرى كهنسال با آثار باستانى زيبا است . بو زياد كلابى گويد : زبّاء از آبهاى عمر پسر كلاب است . در كوههاى « دماخ » و شورمزه است . زباب [ ز ] با تكرار باى تك نقطه در لغت جمع زبابه است و ريشهء آن به معنى موش كر است ، و عربها به عنوان متلك مىگويند : « أسرق من زبابه » يعنى در دزدى پرروتر از موش كر است و آدم نادان را بدان تشبيه مىكنند . حارث بن حلّزه چنين مىسرايد : و هم زباب حائر * لا تسمع الآذان رعدا « 7 » نصر گويد : « نهيا زباب » نام دو چشمهء آب از آن بنى ابى بكر بن كلاب است .
--> ( 1 ) . ن . ك : چ 44 : 518 : 13 . ( 2 ) . انس بن مالك يكى از پيشوايان چهار مذهب است اهل سنت كه بنا بر فرمان « اعتقاد نامه » قادرى كه در سال 408 صادر شد . چهار مذهب انحصارى اسلام سنى شناخته شده است . در پانوشت چاپ جندى به نقل از صحيح بخارى در كتاب جمعه باب 15 آمده است كه مالك در كاخ خود در دو فرسنگى مدينهگاه به نماز آدينه مىآمد و گاه نمىآمد . و از ابن حجر نقل مىكند كه كاخ زاويه در دو فرسنگى بصره است نه مدينه . ( 3 ) . تقويم بو الفدا - آيتى ، ص 70 . ( 4 ) . ش . ش : 2448 نقل از انساب 268 ، لباب 2 : 55 . ( 5 ) . سرزنش همراه قبيلهء كليب است تا وقتى كه آب در چمنزار درهء آن روان است . ( 6 ) . تقويم بو الفدا - آيتى . ص 315 . ( 7 ) . ايشان مانند زباب ( موش كر ) سرگردانند و گوششان صداى رعد را نيز نمىشنود .