ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

560

معجم البلدان ( فارسى )

« رور » نيز نام ناحيتى در سند در بزرگى همانند ملتان است . دو بارو دارد و در كرانهء رودخانهء مهران و دريا است . نزديك « منصوره » و « ديبل » مىباشد . بندرى براى بازرگانان اين كشور است . كشتزار آزاد و كم ارزش دارد . نخلستان و درختان ديگر ندارد . شهرى خشك است و تنها براى بازرگانى در آنجا مىمانند . از آنجا تا ملتان چهار مرحله راه است . نزديك آن شهرى به نام « بغرور » است كه در فتوح سند ياد شده است . روستقباذ [ ت ] با سين بىنقطه ساكن كه با ساكن ديگر جمع شده است [ 834 ] و اين در زبان عرب نارواست . پس از آن تاى دو نقطه بالا مضموم و قاف ساكن و باى تك نقطه به الف كشيده و ذال نقطه‌دار پايانين . نام تسوجى است از كوفه در كرانهء خاورى در خورهء استان « شاذقباد » « 1 » . در اينجا جنگى براى حجّاج رخ داد . اين تسوج ميان بغداد و اهواز است و هنگامى كه حجّاج به فرماندارى عراق گماشته شد تا نزديك مهلّب فرمانده خوارج باشد و بتواند بر او يورش برد ، در اينجا فرود آمد . يكى از روزها كه در آنجا بود به مردم گفت : همانا ابن زبير ملحد حقوق شما را صد در صد افزون داده است و من آن را امضا نمىكنم ، عبد اللّه بن جارود عبدى فرياد زد اين افزايش نه از ابن زبير بلكه به فرمان عبد الملك امير مؤمنان بوده است كه پس از كشتن مصعب چنين كرد و تا كنون اجرا مىشود ، اين سخن مصريان را كه آنجا بودند خوش آمد و همراه ابن جارود برخاسته بر حجّاج شوريدند ، ليكن تير به سوى ابن جارود آمد و او را جابجا بكشت و كار حجاج استوار شد كه داستانى دراز دارد . روس « 2 » [ - ] با سين بىنقطه نام قومى است كه ايشان را « رسّ » نيز نامند . كشور ايشان هم مرز « صقلبيان » ( اسلواكها ) و تركان است و زبانى جداگانه و آيينى و مذهبى ويژهء خود جدا از ديگران دارند . مقدسى گويد : ايشان در جزيره‌اى و بازده در درياچه‌اى هستند . و اين درياچه ايشان را از يورش دشمنان نگاه مىدارد . و همهء ايشان صد هزار تن هستند . كشتزار و دامپرورى ندارد . اسلواكها بر ايشان يورش مىبرند و دارايى ايشان را مىربايند . و چون يكى از ايشان داراى پسر مىشود شمشير به او مىدهد و مىگويد تو هيچ چيز ندارى مگر آنچه با اين شمشير به دست آورى . و چون ميان دو تن از ايشان كشاكش به پا شود حاكم ايشان حكمى صادر مىكند و اگر ايشان نپذيرفتند مىگويد : برويد مشكل را با شمشير ميان خود حل كنيد . هر شمشير كه تيزتر باشد از آن دارندهء اوست . اين قوم يك سال بر « برذعه » چيره شدند و آن را تباه كردند تا خداوند آن را از ايشان پس گرفت و ايشان را نابود كرد . من در رسالهء احمد بن فضلان پسر عباس پسر راشد پسر حمّاد مولاى محمد پسر سليمان سفير مقتدر به نزد پادشاه صقلبيان ( اسلواكها ) كه سفرنامهء خود را نگاشته ، و رويدادها را از روزى كه از بغداد بيرون آمده تا روزيكه بدانجا بازگشته ياد مىكند . او با شگفت زدگى مىگويد : من روسيان را ديده‌ام كه بازرگانانشان بر رودخانهء « اتل » فرود آمده بودند همه با بدنهايى سالم مانند نخل خرما سرخ و سفيدند و چشم آبى دارند . ايشان روپوش سراسرى و كفش نمىپوشند ولى هر مرد يك كسا مىپوشد كه يك سمت تن او را مىپوشاند و يك دست او از جاى آستين بيرون است . [ 835 ] هر يك از ايشان شمشير و چاقو و تيشه همراه دارد كه هيچگاه از او جدا نمىشود . شمشيرهاى ايشان پهن و خط كشيده و فرنگى است . تن هر يك از ايشان از نوك ناخن تا گردن نقاشى به درخت و صورتهاى گوناگون است . هر زن ايشان بر روى پستان كاسه‌اى از آهن يا مس يا نقره يا طلا به اندازهء دارايى شوهرش بسته است . هر كاسهء روى پستان حلقه‌اى دارد كه يك چاقو بدان آويخته و در گردن هر يك گردنبندهايى از طلا و نقره است . هر مرد كه ده هزار درم دارائى داشته باشد همسر او يك گردنبند و آن كه بيست هزار درم دارد دو گردنبند و برابر هر ده هزار درم يك گردنبند افزوده مىشود . و چه بسا در يكى از ايشان چندين گردنبند و بهترين زيورها نزد آنها مهره‌هاى سبز از چينى است كه بر كشتىها نيز مىآويزند . و هر مهره را به يك درم مىخرند و به نخ كشيده به گردن زنانشان مىآويزند . اينان كثيف‌ترين مردمانند . جاى ادرار خود را پاك نمىكنند و از جنابت غسل ندارند مانند خران بىصاحب . از شهر خود با كشتى مىآيند و در كرانه‌هاى « اتل » كه رودخانه‌اى بزرگ است ، فرود مىآيند و در كرانه خانه‌هاى بزرگ از چوب مىسازند كه در هر خانه ده و بيست تن كما بيش زندگى مىكنند . هر يك تختى براى نشستن و زنان خوشگل او براى بازرگانى مىنشينند ، مردى را بينى كه در پيش روى ديگران با همسر يا معشوقهء خود نزديكى

--> ( 1 ) . رستا قباد ، رستم گواذ ( لسترنج ص 255 ) . ( 2 ) . ن . ك : مقدسى ، احسن ، ترجمه ص 529 ، قزوينى . آثار ع ص 586 ، جهانگير ص 667 ، مراد ج 2 ص 440 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 610 به بعد . فردوسى از روس چنين باد كند : نخستين كه بنهاد گنج عروس * ز چين و ز برطاس ، وز روم و روس ( شاهنامهء چ حميديان ج 9 ص 236 ش 3790 ) .