ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
559
معجم البلدان ( فارسى )
روذراور « 1 » [ و ] با ذال نقطهدار و راى بىنقطه و الف و واو و راى پايانين . نام خورهاى نزديك نهاوند كه كارگزارى كوهستان است . سه فرسنگ درازا دارد . نود و سه ديه و باغستان به هم پيوسته در آن است . و رودهاى روان دارد . گياه آنجا زعفران و درختانش همه گونه ميوه دارد . منبر اين منطقه در بخشهاى روذراور در جايى است كه آن را « كرج روذراور » گويند كه شهرى كوچك است و ساختمانها از گل استوار دارد و چمنزارها و ميوهها و كشتزارها و مقدارى بسيار زعفران بر مىخيزد كه به شهرستانهاى ديگر مىفرستند . از آنجا تا همدان هفت فرسنگ ، تا نهاوند نيز هفت فرسنگ است . بدانجا نسبت دارد احمد پسر على پسر احمد پسر محمد پسر فرج روذراورى « 2 » ، بو بكر . او به همدان رفت و ماندگار شد . او از پدرش على پسر احمد و از عبد الرحيم پسر حمدان جلّاب ( گلاب گير » و گروهى بسيار كه شمار ايشان به درازا كشد روايت دارد . بو بكر شيرازى حافظ و بو عبد الرحمن محمد پسر حسين سلمى نيشابورى « 3 » و بسيارى جز اين دو از وى روايت دارند . او يگانهء روزگار راستگو و درستكار ، مفتى همدان بود . از دانش حديث نيز آگاه بود . و نگارشهايى در آن دارد . شيرويه گويد : از نگاشتههاى او كتاب « سنن » و « معجم الصحابه » را ديدهام از آن بهتر كتابى نديدهام . او به سال 308 زاده شده و روز دوشنبه شانزدهم ربيع دوم 398 درگذشت و در گورستان « نشيط » به خاك شد ، گور او زيارتگاه است . رودس « 4 » [ د ] قاضى عياض حرف آغاز آن را به نقل از صدفى و اسدى و جز آن دو مضموم ضبط كرده ليكن خشنى « 5 » و تميمى « 6 » آن را به فتح راى بىنقطه ضبط كردهاند . و هيچ يك در كسر دال اختلاف ندارند . ولى برخى در كتابى غير از دو صحيح به فتح دال آورده است ، و همگى آن را با سين بىنقطه نوشتهاند مگر صدفى كه به نقل از عذرى آن را با شين نقطهدار آورده . و ما در كتاب بو داوود به نقل از رملى آن را به ذال نقطهدار ضبط كرديم . او گويد : نام جزيرهاى است در كشور روم . و در حديث آمده است معاويه بر « قبرس » و « رودس » يورش برد . اين دو در اقليم چهارمند . درازاى جغرافيايى آن از باختر پنجاه درجه و پهناى شمالى آن سى و پنج و نيم درجه است . رودس جزيرهاى است برابر اسكندريه به فاصلهء يك شبانه روز راه دريايى و آن آغاز سرزمين فرنگان است . مسعودى گويد : به روزگار ما سال سيصد و سى و سه اين جزيره مركز صناعتى روم است . و در آنجا كشتىهاى دريايى بسازند و در آنجا [ 833 ] مردم رومى مىزيند . و كشتىهايشان تا نزديكىهاى اسكندريه و جز آن از شهرهاى مصر آمد و شد مىكند . و گاه يورش مىبرند و مىدزدند و اسير مىبرند . روذفغكد [ ف ك ] با ذال نقطهدار و فاء و غين نقطهدار و كاف فتحهدار و دال بىنقطه پايانين . نام ديهى از سمرقند است . روذك « 7 » [ ذ ] با ذال نقطهدار و كاف پايانين ديهى از سمرقند است . روذه « 8 » [ - ] با ذال نقطهدار و هاى پايانين ( غير ملفوظ ) نام بخشى از رى است . روذه نيز ديهى از رى است و گويند عمر معدى كرب هنگام بازگشت از رى در اينجا درگذشت و اين مىرساند كه از بخشهاى درونى شهر نيست بلكه ديهى بيرون رى است . گويند : لاشهء او را در جايى به نام كرمانشاه به خاك سپردند . بو عبيده گويد : روذه ديهى از رى است . همسر عمر چنين مىسرايد : لقد غادر الرّكبان حين تحمّلوا * بروذة شخصا لا ضعيفا و لا غمرا « 9 » و دانشمندان بسيار گفتهاند كه او در راه درگذشت و در روذه كنار راه به خاك سپرده شد . به اين ده نسبت دارد : حارث پسر مسلم رازى ، كه حسين پسر على پسر مرداس خرّاز از وى روايت دارد . بو سعد گويد : روذه كويى در رى است كه بو على حسن پسر مظفر پسر ابراهيم رازى روذى بدان نسبت دارد . وى از بو سهل موسى پسر نصر رازى روايت مىكند . بو بكر مقرى نيز از وى روايت دارد . رور [ - ] با دو راى بىنقطه نام بخشى از اهواز يا نزديك آن است .
--> ( 1 ) . ن . ك : قزوينى . ع ص 374 ، جهانگير 440 ، مراد 2 ص 133 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 472 در لسترنج ص 213 به نادرست « روذاور » چاپ شده است . ( 2 ) . ش . ش : 314 نقل از طبقات سبكى 2 : 86 ، اثير : 7 : 242 ، شذرات : 3 : 151 ، كشف الظنون : 1527 و 1736 ، عبر : 3 : 67 ، هدية العارفين : 1 : 69 . ( 3 ) . م 412 ، صاحب طبقات الصّوفيه . ( 4 ) . ن . ك : قزوينى . آثار ع ص 283 ، جهانگير ص 341 ، مراد ج 2 ص 1 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 240 - 241 . ( 5 ) . محمد بن عبد السّلام خشنى ( م 286 ) ياقوت برابر فهرست در شش جا از وى نقل دارد . ( 6 ) . از منابع ناشناختهء ياقوت است كه تنها در دو جا از وى نقل كرده است . ( 7 ) . رود « كچه » ( لسترنج ص 464 ) . ( 8 ) . در ورامين ( لسترنج ص 233 ) . ( 9 ) . سواران وقتى از روذه دور شدند كه جنازهء مردى نه ضعيف و نه گمنام را بر دوش داشتند .