ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

503

معجم البلدان ( فارسى )

برشنوده است . سليمان پسر احمد اصفهانى نيز از وى حديث آرد . ربض ابى حنيفه [ ر ب ض ا ح ف ] نام بخشى است كه در بغداد نزديك حريم طاهرى در كرانهء باخترى بغداد بوده كه به دروازهء باب التين و گورستان قريش نزديك است . نسبت آن به بو حنيفه يكى از سرداران منصور مىباشد . و نه بو حنيفه رهبر مذهب حنفى . ربض حرب [ ر ب ض ح ] در بخشى از بغداد است كه امروزه ( قرن هفتم ) به نام حربيه شهرت دارد و در جاى خود ياد شد . ربض حمزه [ ر ب ض ح ز ] پسر مالك پسر هيثم خزاعى در كرانهء باخترى بغداد بوده و اكنون ويران شده است . ربض حميد [ ر ب ض ح م ] پسر قحطبه طايى در بغداد همسايهء « نصريه » بود و نصريه هنوز آباد است . و ربض حميد ويران شده است . ربض هيثم پسر سعيد پسر ظهير بدان پيوسته است . حميد خود يكى از نقيبان در حكومت عباسى بود . ربض خوارزميّه [ ر ب ض ل خا ر ى ى ] كه به ربض الفرس در كرانهء باخترى پيوسته است . و سپاهيان خوارزمى منصور در آنجا زندگى مىكردند . كوچه بخاريه نيز در اين ربض بود . ربض دّارين [ ر ب ض د دار ] در حلب برابر دروازهء انطاكيه و در ميان آن پلى بر رودخانهء قويق هست . احمد پسر طيب فيلسوف گفت : ربض الدّارين را محمد پسر عبد الملك پسر صالح بنيان نهاد و در آنجا خانه‌اى بساخت [ 751 ] كه ساختمانش به انجام نرسيد و پس از وى « سيماى طويل » ويرانه‌هاى آن را نوسازى كرده به پايان رسانيد . و دروازه‌اى آهنين براى آن نهاد كه روبروى دروازهء انطاكيه بود و آن را از كاخ برخى هاشميان در حلب كه به نام قصر البنات ( كاخ دختران ) خوانده مىشد بدينجا آورد و آن را باب السّلامه ناميد . سيماى ياد شده خانه‌اى نيز در اينجا برابر خانهء عبد الملك پسر صالح بنيان نهاد . و از اين رو اين ربض به ربض الدّارين شهرت يافت . ربض رافقه [ ر ب ض ر راف ] و آن را رقّه نيز نامند كه خود ربضى براى شهر رافقه بوده است . و اكنون اين نام بر نام اصلى شهر برترى يافته است . ربض رشيد [ ر ب ض ر ش ] كه به ربض خوارزميه در بغداد چسبيده است ، رشيد مولاى منصور بود و پدر داود پسر رشيد محدث است . ربض زياد [ ر ب ض ] در شيراز است و بدان نسبت دارد احمد پسر ابراهيم پسر احمد پسر عثمان پسر مثنّى ، بو المثناى باهلى شيرازى « 1 » . او در ربض شيراز مىزيست و بدان نسبت يافت . سلمه پسر شبيب و هم طبقانش از وى روايت كنند . ربض سعيد [ ر ب ض س ] پسر حميد كه به ربض رشيد ياد شده در بالا چسبيده است . ربض زهير [ ر ب ض ز ه ] او پسر مسيّب بود . اين ربض به ربض سعيد پسر حميد در بغداد چسبيده است . ربض سليمان [ ر ب ض س ل ] پسر مجالد . او يكى از موالى منصور بود و حكومت چند ولايت بزرگ را داشت . ربض عثمان [ ر ب ض ع ] او پسر نهيك و ربض او به ربض خوارزميه چسبيده بود . عثمان بن نهيك سردار پاسبانان منصور بود . ربض قرطبه [ ر ب ض ق ط ب ] بخشى در آن شهر بوده است . حميدى گويد : يوسف پسر مطروح به ربضى كه پيرامون قرطبه است نسبت دارد و او فقيهى است كه ميان مالكى مذهبان شهرت دارد . ربض مرو [ ر ب ض م ] بدان نسبت دارد احمد پسر بكر پسر يونس پسر خليل « 2 » . بو بكر مؤدّب ربضى مروزى الاصل . او از على پسر جعده و جز وى حديث آورده است . ربض نصر [ ر ب ض ن ] او پسر عبد الله « 3 » است . نام خيابانى است كه به دجيل مىرسد از راه دروازهء شام ، پيش از اين چنين بوده است و اكنون پيشاپيش آن تا دجيل سه بخش پديد آمد : 1 - چهار سوى عتّابيين . 2 - يك محلهء ديگر ، و در سمت راست آن محلهء سرجسيه است كه امروز [ 752 ] به نصريه شناخته مىشود و تا به امروز ( قرن هفتم ) آباد است . ربض هيلانه [ ر ب ض ه ن ] ميان دروازهء كرخ و دروازهء محول است هيلانه نام يكى از سوگلىهاى رشيد است . ربعه [ ر ب ع ] يكى از دژهاى ذمار يمن است « 4 » كه به دست عبيد مىباشد . ربق الدّاهيه [ ر ق د داى ] به گفتهء ابن ابى حفصه از آبهاى بنى عدى پسر عبد مناة در يمامه است .

--> ( 1 ) . ش . ش : 34 نقل از همين جا . ( 2 ) . ش . ش : 166 از انساب 248 ، لباب 2 : 15 . ( 3 ) . و ستنفلد او را بو مالك كيدر صفدى نصر بن عبد الله مىداند كه از سوى مأمون حاكم مصر بود و فرمان باورپرسى را دربارهء مخلوق بودن قرآن اجرا كرد . تغريبردى . حسن المحاضره . ج 2 ص : 218 . ( 4 ) . خليفهء پنجم عباسى ( 170 - 193 ) .