ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

409

معجم البلدان ( فارسى )

پسر هبيره « 1 » است . جامع و منبر دارد كه « بنى أوقر » پيران و ثروتمندان آنجا بودند . « دور الوزير » نيز جامع و مناره و آثار نيكوى ديگر از وزير دارد و از آنجا تا بغداد پنج فرسنگ راه است . هبة اللّه پسر حسين اصطرلابى در نكوهش ابن هبيره چنين مىسرايد : قصوى أمانيك الرجوع الى المساحى و النّير متربّعا وسط المزابل وسط دوربنى أقر * أو قايدا جمل الزّبيدىّ اللّعين الى سقر « 2 » دور نيز ديهى نزديك سميساط است . دور نيز بخشى در نيشابور است و به هر يكى از اينها دانشمندانى نسبت دارند . از « دور سامرا » « 3 » مانند : محمد پسر فرّخان پسر روزبه بو طيب دورى « 4 » است . او از بو خليفه و جز وى حديث‌هايى نادرست آورده است . او از جنيد داستانهايى در تصوف دارد . به دور بغداد نسبت دارد : بو عبد اللّه محمد پسر مخلّد دورى « 5 » و هيثم پسر محمد دورى . ابن مقرى گويد : هيثم در « دور بغداد » و نزديك آن است ديهى ديگر كه « دور حبيب » خوانده مىشود كه نيز از كارگزارى دجيل است . نزديك دير روم بخشى است كه آن را « دور » خوانند كه اكنون ويران شده است . به « دور نيشابور » نسبت دارد : بو عبد اللّه دورى كه نامش در داستان احمد بن سلمه آمده است . و نيز « دور راسبى » « 6 » نزديك اهواز شهرى بنام است . به دور بغداد نسبت دارد : محمد پسر عبد الباقى پسر بو الفرج محمد پسر بو يسرى پسر عبد العزيز پسر ابراهيم پسر اسحاق پسر نجيب بو عبد الله دورى « 7 » بغدادى . او از بو بكر محمد پسر عبد الملك پسر بكران ، و از بو محمد حسن پسر على جوهرى و از محمد پسر فتح عشارى حديث آورده است . ابن شافع گويد او پيرى درستكار بود . زادروزش شعبان 434 و مرگش بامداد چهارشنبه هفدهم محرم 513 رخ داده . بو سعد سمعانى با ابن شافع در چند مورد از نسبت او اختلاف دارند و ظاهرا گفتهء ابن شافع درست باشد . چون همشهرى اوست و بايد آگاهى بيشتر داشته باشد . دور راسبى [ س ] گويا نسبت به بنى راسب پسر « ميدعان » پسر مالك پسر نصر پسر [ 617 ] ازد پسر غوث در ميان « طيّب » و « جندى شاپور » در سرزمين خوزستان . از آنجاست بو الحسين على پسر احمد راسبى « 8 » . من نمىدانم كه دور به او نسبت دارد يا او به « دور » . او از كارگزاران بزرگ و مردان روزگار بود . و به شب چهارشنبه يك شب مانده از ربيع دوّم سال 301 به روزگار خلافت مقتدر و وزيرى عيسى در گذشت . و در خانهء خودش در « دور راسبى » به خاك شد . و دختر دخترش را كه يك برادر داشت بر جا گذاشت . او از واسط تا « شهر زور » و دو خوره از اهواز ، جندى شاپور ، شوش ، بادرايا ، باكسايا ، را اداره مىكرد . و مبلغ تضمين شده‌اش ساليانه يك ميليون و چهارصد هزار دينار بود و دولت كارگزارى در كنار او نمىنهاد . به جز تنها صاحب بريد زيرا كه كشاورزى و خراج و ماليات ديه و درختان و ديگر كارها همگى در ضمانت او بود . او همهء اينها را از دست كردان و عربها و دزدان نگهبانى مىكرد . او دارايى بسيار بر جا گذاشت . حامد بن عباس به بغداد خبر فرستاد كه ميان برادر راسبى و ميان بو عدنان شوهر دختر او بر سر رياست كشاكش رخ داده و كار به جنگ كشيده و ياران راسبى به دو گروه تقسيم شده‌اند و با يكديگر جنگيده گروهى كشته شدند ، برادر راسبى گريخته و دارايى بسيارى را با خود برده . و اينكه مردى از نزديك حامد بن عباس مىگذشته و نامه‌اى همراه او از سوى بو عدنان باجناق راسبى كه براى مردى به نام « اخوابو صخره » فرستاده كه همراه او بيست هزار دينار بوده ، تا كار خود را نزد دولت روبراه سازد . و اينكه حامد ( ابن عباس ) گروهى سواره و پياده

--> ( 1 ) . يحيى بن هبيره وزير مقتفى خليفهء سى و يكم عباسيان ( 530 - 555 ) براى دفع خطر اسماعيليان الموت و امام شمشير به دست ايشان ، اين وزير از اماميان پيرو امام غايب حمايت مىكرد . و داستان جزيرة الخضراء را رواج مىداد . ن . ك : ذريعه : ج 5 . عنوان جزيرة الخضراء ، در چاپ جندى معجم البلدان به نقل از آثار البلاد قزوينى ص 315 - چ بيروت ص 367 ، جهانگير ص 432 نيز داستانى از اين وزير ديده مىشود . ( 2 ) . بزرگترين آرزوى تو آن است كه به « مساحى » و « نير » برگردى و چهار زانو در ميان زباله‌دان « دوربنى أقر » بنشينى يا شتر زيدى لعين را به جهنم راهنمايى كنى . ( 3 ) . احسن ع ص 54 و 115 ترجمه ص 78 و 159 . ( 4 ) . ش . ش : 2865 ، از انساب ص 232 ، لباب ج 1 ص 513 ، تاريخ بغداد 3 : 167 . ( 5 ) . ش . ش : 2932 . ( 6 ) . لسترنج ص 259 . ( 7 ) . ش . ش : 2668 از عبر 4 : 31 ، شذرات 4 : 41 . ( 8 ) . ش . ش : 1909 از همين معجمد و زركلى 5 : 56 ، از نجوم زاهرة 3 : 183 ، عريب 44 ترجمه ص 6821 و دول الاسلام ذهبى 1 : 144 .