ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

396

معجم البلدان ( فارسى )

او از باب البريد با يك مترجم به درون جامع رفتند . تا گفتگوهاى ايشان را با يكديگر ثبت كنند و به عمر برسانند به گونه‌اى كه ايشان آگاه نشوند . چون ايشان به درون صحن وارد شدند رو به قبله سر به آسمان بلند كردند پس رييس ايشان سر خود فرو آورده و رنگ چهرهء او به زردى گراييد . چون از او سبب پرسيدند ، گفت : ما ملّت روم پس از پيروزى تازيان مىگفتيم مدت حكومت اينان به درازا نخواهد كشيد و چون ايشان جامع دمشق را با آن عظمت ساختند فهميديم كه مدت عمر حكومت ايشان دراز خواهد بود و اين مدت را مسلّط خواهند ماند . هنگامى كه اين خبر به عمر عبد العزيز رسيد ، گفت اكنون كه مسجد شما رشك كفّار را بر مىانگيزد ، بايد بماند . و از برداشتن آرايش آن صرف نظر كرد ، و در محراب آن جواهرات گرانبها آويخته و قنديلهاى سيمين و زرّين در آن آويخته بماند . از صحابه و تابعان و مردم نيكوكار كه گورشان در ميدان حصى جنوب دمشق زيارتگاه است بسيارند : مانند گورى كه گويند : گور مادر عاتكه خواهر عمر خطاب بوده است . و همانجا گور ديگرى است كه گويند قبر صهيب رومى و برادر او است . و در روايت ديگر است كه قبر صهيب در مدينه است . نيز در سمت قبلهء دمشق جايى به نام مشهد تاريخ است و در آنجا گورى با دو نيم سقف هست كه داستانى با على بن ابى طالب ( ع ) دارد . و در سمت قبلهء دروازهء كوچك قبر بلال پسر حمامه و گور كعب الاحبار و سه تن از همسران پيامبر و گور « فضّه » كنيز فاطمه ( ع ) و ابو درداء و فضاله پسر عبيد و سهل پسر حنظليّه و واثله پسر أسقع و اوس پسر اوس ثقفى و أمّ الحسن دختر جعفر صادق ( ع ) و على پسر عبد اللّه بن عباس و سلمان پسر على بن عبد اللّه بن عباس و همسرش أمّ الحسن دختر على بن ابى طالب ( ع ) [ 596 ] و خديجه دختر زين العابدين و سكينه دختر حسين ( ع ) در آنجاست . و درست آن است كه اين در مدينه باشد . و محمد پسر عمر پسر على بن ابى طالب است . و در « جابيه » گور اويس قرنى « 1 » هست كه من گور او را در « رقّه » زيارت كردم و در اسكندريه و در ديار بكر نيز گورى به نام او هست . و مشهورترين آنها قبرى است كه در « رقّه » دارد . زيرا كه گويند اويس در جنگ صفّين در صف سپاه على ( ع ) كشته شد . و در خاور دمشق گور عبد اللّه پسر مسعود و أبى پسر كعب است و اين گورها بنا بر پندار مردم است و روايت درست كه در تاريخ آمده است . بيشتر اين گورها در مدينه مشهورند . در دمشق گورهايى از ياران پيامبر و تابعان و جز ايشان از بزرگان مىبود كه هنگام پيروزى بنى عباس بر بنى اميّه همگى را خراب كرده تا يكصد سال شخم زدند و كاشتند . و فرزندان ايشان از بنى عبّاس خسارت خواستند . و به دروازهء فراديس جايى به نام مشهد حسين بن على ( ع ) هست . و در بيرون شهر دمشق جايى به نام مشهد خضر و قبر محمد پسر عبد اللّه پسر حسين پسر احمد پسر اسماعيل پسر جعفر صادق ( ع ) است . و در دمشق جايى به نام « عمود العسرفى العليين » است . مردم مىپندارند كه آن را ويران كرده‌اند و عمودى ديگر نزديك دروازهء كوچك هست كه زيارتگاه و نذرپذير است . و در خاور جامع مسجد عمر بن خطّاب و مشهد على بن ابى طالب ( ع ) و مشهد حسين ( ع ) و زين العابدين ( ع ) ديده مىشود . در جامع دمشق جايى به نام « مقصورة الصحابه » و زاويهء خضر هست و نيز در اين جامع جايى به نام سر يحيى پسر زكريا است و نيز جايى به نام مصحف عثمان بن عفّان هست كه گويند اين قرآن را به خط خود نوشته و نيز گويند قبر هود پيامبر در ديوارهء جنوبى اين جامع است . امّا تاريخ مىگويد كه قبر او در « حضرموت » است . و در زير « قبّة النسر » دو ستون مشجر هست كه مىگويند از تخت بلقيس ساخته شده و اللّه اعلم . منارهء باخترى جامع دمشق همانجايى است كه بو حامد غزالى « 2 » و ابن تومرت پادشاه مغرب مدّتها در آنجا اعتكاف ( چله نشينى ) كرده بودند . گويند اين مناره آتشكده بوده است . و هنوز دود آتش از آن بر مىآيد و مردم حوران آن را سجده مىكنند . و گويند منارهء خاورى مناره‌اى سفيد است كه عيسى بن مريم در آخر زمان بر آن فرود خواهد آمد و در آنجا سنگى است كه موسى بن عمران پيامبر با ضربتى كه بر آن فرود آورد دوازده چشمهء آب از آن جوشيدن گرفت . و نيز گويند مناره‌اى كه فرودگاه عيسى خواهد بود نزديك كنيسهء مريم در دمشق است . نيز در بخش باخترى اين جامع قبّهء بيت المال است كه گويند گور [ 597 ] عايشه در آنجاست . و درست آن است كه گور او در بقيع است . نزديك دروازهء معروف به باب زياد يك تكه نيزه آويخته است كه گويند نيزهء خالد بن وليد بوده است . و در دمشق قبر مرد نيكوكار محمود بن زنگى پادشاه شام است و همچنين گور صلاح الدين يوسف پسر ايوب در كلاسه در جامع است . فاصله‌هاى دمشق و پيرامون آن : از آنجا تا بعلبك دو روز راه است و تا طرابلس سه روز و تا بيروت سه روز و تا صيدا سه روز و تا

--> ( 1 ) . نام اويس قرنى ، تنها در اينجا ديده مىشود . ( 2 ) . محمد غزالى 450 - 505 .