ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

387

معجم البلدان ( فارسى )

دكّان [ د ك كا ] ديهى نزديك همدان است . در ديهى ديگر به نام بو ايوب پيش از اين بگذشت . « 1 » دكمه [ د م ] شهرى در مغرب از كارگزارى قبيلهء بنى حمّاد . دكّه [ د ك ك ] جايگاهى در غوطه بيرون دمشق و اللّه اعلم . باب دال و لام و آنچه پس از آن‌هاست دلاص [ د ] با صاد بىنقطهء پايانين نام خوره‌اى در صعيد مصر در باختر نيل به طرف بيابان . شامل ديه‌ها و خوره‌اى گسترده « 2 » است كه مركز آن « دلاص » است كه از خورهء « بهنسى » به شمار مىرود . از آنجاست بو القاسم حسّان پسر غالب پسر نجيح دلاصى « 3 » . او از مالك ابن انس و از ليث پسر سعد روايت دارد ، راستگو بود و در دلاص به سال 223 درگذشت . دلامه ( أبو - ) [ د م ] نام كوهى مشرف بر « حجّون » در مكه . از ريشهء « ادلم » به معنى مرد بلند و سيه چرده و از كوهها نيز چنان است كه سنگهايش صاف و سياه باشد . ابو دلامه نام [ 582 ] شاعرى است . دلاميس [ د ] آبى است در يمامه در بخش « بياض » . دلان و ذموران « 4 » [ د ن ذ ] نام دو ديه است نزديك ذمار از سرزمين يمن ، كه گويند در سرزمين يمن زيباتر از زنان آنجا نباشد . زنا در آنجا بسيار است و مردم از شهرهايى دور بدانجا مىروند . گويند دلان و ذموران دو ملك بودند برادر يكديگر ، و هر يك در ديهيى به نام خود زندگى مىكرد ، و هر يك در بدست آوردن زنان زيبا با ديگرى مسابقه گذارده بودند و از شهرهاى ديگر بدانجا مىآوردند . تا چنين شد . دلايه [ د ى ] شهرى نزديك « مريه » در كرانهء درياى اندلس . بدانجا نسبت دارد : بو العباس احمد پسر عمر پسر انس پسر دلهات پسر انس پسر فلهدان پسر عمران پسر منيب پسر زغبه پسر قطبهء عذرى مرّى « 5 » و زغبه كسى است كه اندلس را بگشود « 6 » و او يكى از كسانى است كه مردم يمن را به روزگار شورش « 7 » تحريك مىكرد . و عمران يكى از كسانى است كه در « ربض قرطبه » به سال 202 حكومت مىكرد . او با پدر و مادرش به سال 407 به خاور آمدند و در رمضان 408 به مكه رسيدند و در آنجا تا سال 416 بماندند . او در حجاز از بو العباس رازى و بو الحسن ابن جهضم و بو بكر پسر نوح اصفهانى و گروهى از مردم عراق و خراسان و شام كه به مكه آمده بودند برشنود . و با شيخ ابو ذر صحبت داشت . او در مصر از كسى سماع نداشت و به اندلس بازگشت . او در اندلس از كسانى سماع داشت مانند ابن عبد البرّ و جز وى . او پيرى راستگو ، پر روايت و با سندهاى عالى ( كوتاه ) بود . او روايتهايى غريب و داستانهاى شگفت انگيز را ، كه در طول عمر درازش در اندلس از مردم شنيده بود ، نقل مىكرد . درازاى عمر او سبب شده بود كه پير و جوان از او در كنار هم يكسان روايت مىكردند . او از كسى كه ابن عبد البرّ از او روايت مىكرد در كتاب صحابه و ديگر كتبش روايت مىكرد . و نيز بدانجا نسبت دارد بو محمد پسر حزم ظاهرى « 8 » . او از هر دوى ايشان بر شنوده . بو عبد اللّه حميدى و بو عبيد بكرى و گروهى از اعيان از او برشنودند . او كتابى به نام « اعلام النبوّه » و « نظام المرجان » در مسالك و ممالك نگاشته است . ( جغرافيا )

--> ( 1 ) . ن . ك : چ ع 1 : ص 436 : 19 ، احسن ع ص 401 ترجمه ص 599 . ( 2 ) . در چاپ جندى از روض المعطار : 236 چنين مىافزايد : « دلاس » شهرى باستانى با ساختمانهاى شگفت انگيز است . گويند جايگاه ساحران مصر به روزگار قبطيان بوده است ليكن اكنون بربرها و تازيان آن را ويران كرده ساختمانهايش را نابود كردند . ( معجمد چ جندى . ج 2 : 523 ) . ( 3 ) . ش . ش : 804 از ميزان الاعتدال 1 : 479 ، لسان الميزان 2 : 188 ، مجروحين 1 : 271 . ( 4 ) . ن . ك : قزوينى آثار ع ص 38 ، جهانگير ص 80 - 81 ، مراد ج 1 ص 44 ، ذموران در اينجا با ذال نقطه‌دار و در آثار البلاد با دال بىنقطه است . ( 5 ) . براى شناخت اين مرد ن . ك : همين معجمد چ ع : 4 : 517 : 19 و كراچكوفسكى ، تاريخ جغرافياى اسلام ص 273 و ش . ش : 341 ، نقل از مرآت الجنان : 3 : 122 ، ايضاح المكنون : 1 : 304 و 2 : 656 ، شذرات : 3 : 357 ، بغية الملتمس : 182 ، صله : 1 : 66 ، هدية العارفين ؛ 1 : 80 ، زركلى : 1 : 179 ، حلل سند السّيه : 186 ، عبر : 3 : 290 ، جذوة المقتبس : 127 . ( 6 ) . ذغبه مرد افسانه‌اى تاريخ عرب ( زركلى 3 : 78 نقل از قلقشندى و اثير 9 : 567 ) . ( 7 ) . شورش ايرانيان يمن بر ضد بنى اميّه . ( 8 ) . بو محمد على پسر احمد ابن حزم ( 384 - 456 ) ظاهرى اندلسى . ياقوت 9 جا در معجمد از وى نقل دارد . از فيلسوفان ضد فلسفه قشرگرا مانند غزالى در اندلس بود .