ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
359
معجم البلدان ( فارسى )
دام ، ادمى [ اما ] ، روحان [ رحا ] از سرزمين بنى سعد . اين گفتهء سكّرى است در گزارش سرودهء جرير : يا حبّذا الخرج بين الدّام و الأدمى * فالرّمث من برقة الرّوحان فالغرف « 1 » و نيز گويد : قد غيّر الرّبع بعد الحىّ اقفار * كانّه مصحف يتلوه أحبار ما كنت جرّبت من صدق و لا صلة * للغانيات و لا عنهنّ اقصار أسقى المنازل بين الدّام و الأدمى * عين تجلّب بالسّعدين مدرار « 2 » حفصى گويد : دام و ادمى از بخشهاى يمامه است . داموس شهرى در مغرب از سرزمين بزرگ بربر نزديك جزاير بنى مزغّناى است . از آنجاست بو عمران موسى پسر سليمان لخمى داموسى . « 3 » مدتى در مريّه مىزيست . او از قاريان است بر بو جعفر احمد پسر سليمان كاتب معروف به ابن ربيع قرائت كرده است . دانا ديهى كهن نزديك حلب ، يكى از عواصم است و در دامنهء كوه لبنان قرار دارد و در كنار آن دكهاى بزرگ و چهارگوش و مسطح گسترده است به اندازهء يك ميدان كه در دامنهء كوه تراشيده شده است . و در ميان اين ميدان گنبدى است و در آن گورى است باستانى و ناشناخته . دانيث شهرى از كارگزارى حلب ، در ميان حلب و كفر طاب است . دانيه « 4 » [ ن ى ] بانون پس از الف و پس از آن ياى دو نقطه زير ، شهرى در اندلس از كارگزارى بلنسيه ، در ساحل شرقى دريا كه بندرى شگفتانگيز به نام سمّان دارد ، و روستاهايى گسترده با انجير و انگور و بادام فراوان . مركز فرمانروايى بو الحسن مجاهد عامرى بود مردم آنجا بهترين قاريان قرآن در اندلساند . و زيرا مجاهد قاريان معروف را بدانجا مىخواند و ماهيانه درست و خوب مىداد . و در رفاه ايشان هزينه بسيار مىكرد . و براى ديدار آن كشور از قاريان خارجى دعوت مىكرد ، و از ايشان پذيرايى مىنمود پس در آن شهر قاريان بسيار شدند . از آنجاست : شيخ القرّاء بو عمر دانى « 5 » عثمان پسر سعيد كه چندين كتاب در قرائت و تجويد قرآن نگاشته است . حصرى على پسر عبد الغنى در عزاى دو فرزند خود چنين مىسرايد : استودع اللّه بدانية * وسيّة فلذتين من كبدى خير ثواب ذخرته لهما * توكّلى فيهما على الصّمد « 6 » [ 541 ] داور « 7 » [ و ] مردم آن بخش آن را « زمنداور » - زمين داور نامند سرزمينى گسترده داراى شهرها و ديهها در نزديكى ولايت رخّج و بست و غور است . استخرى گويد : داور نام اقليمى خرّم در مرز غور در بخشهاى سگستان است و شهر « داورتل » و « در غور » هر دو در كرانهء رود هندمند هستند . هنگامى كه عبد الرحمن پسر سمره پسر حبيب به روزگار عثمان بر بخشهاى سگستان چيره شد و از راه رخّج به شهر داور رفت و ايشان را در كوه زون « 8 » در ميان گرفت . سپس با ايشان آشتى كرده و با هشت هزار مسلمان كه همراهش بود به نزديك بت زون كه از طلا ساخته شده و چشمانش از ياقوت بود در آمدند . پس دو دست بت را بريد و دو چشم ياقوتى او را در آورد ، سپس به مرزبان آنجا گفت زر و جواهرات از آن شما باشد و من اين كار را براى آن كردم كه بدانيد از اين بت هيچ كار ساخته نيست و سود و زيانى نمىرساند .
--> ( 1 ) . خوشا « خرج » در ميان « دام » و « ادمى » سپس « رمث » از « برقة الروّحان » بعد از همه « غرف » . ن . ك : ج 1 : 170 : 10 و ج 2 : 419 : 18 . ( 2 ) . ربع پس از جابجايى قبيله تغيير كرده است مثل اوراق يك مصحف كه كشيش آن را ورق زده باشد . من بخشش و نوازش آواز خوانان ايشان را تجربه نكرده بودم چشمهء آبى شهركهاى ميان « دام » و « ادمى » را سيراب گرداند . ( 3 ) . ش . ش : 3131 از طبقات ابن جزرى 2 : 319 . ( 4 ) . در باختر بلنسيه تقويم بو الفدا - آيتى 216 - 217 . ( 5 ) . ش . ش : 1859 شذرات : 3 : 272 ، نفح الطيب : 2 : 136 ، معجما : 5 : 36 ، صله : 2 : 405 ، مشتبه : 331 ، عبر : 3 : 207 ، معجم المؤلفين : 6 : 254 ، طبقات حفاظ : 429 ، ديباج المذهب : 188 ، ريحانة الادب : 8 : 71 ، زركلى : 4 : 366 ، نجوم الظاهره : 5 : 54 ، نامه دانشوران : 6 : 393 ، تذكرة الحفاظ : 3 : 1120 انباء الرّوات : 2 : 341 ، كنا و القاب : 1 : 126 ، بقية الملتمس : 399 ، غاية النهايه : 1 : 503 ، مفتاح السعادة : 2 : 47 ، الرسالة المستطرفه : 139 ، مرآت الجنان : 3 : 62 ، جزوة المقتبس : 286 ، روضاة الجناة : 5 : 181 ، ت داودى : 1 : 373 ، طبقات القرّاء ذهبى : 1 : 320 . ( 6 ) . دو تكه جگر خودم را در دانيه به خدا سپردهام بهترين پاداش براى ايشان توكلى است كه در مورد ايشان بر خدا كردهام . ( 7 ) . احسن ع ص 305 ترجمه ص 431 ، 444 و عربى نويسان جغرافيا نام آن را به « ارض داور » ترجمه كردند ( لسترنج ص 270 ، احسن ترجمه ص 431 ) . ( 8 ) . زون نام بتى است كه در آن كوه تراشيده شده بود و در ج 2 : 956 : 21 اين واژه به صورت زور آمده است . گويا اين تازى چيرهگر با عينك توحيد عددى كه بر چشم دارد ، نمىتواند زيبائى مطلق را كه آن بت پرست با توحيد اشراقى مىديد ، ببيند . بت پرست نمىگفت : بتى كه ساختهء من است سازنده است ، بلكه مىگفت : « ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ - ما بت را همچون يك نماد زيبائى مطلق ، بزرگ مىداريم . ( قرآن كريم ، زمر 39 : 3 ) .