ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
346
معجم البلدان ( فارسى )
دار الطّواويس [ ر ط ط ] كاخى است در دار الخلافه معظمه در بغداد از ساختههاى مطيع بالله « 1 » دار عمارة [ ر ع ر ] نام دو جايگاه در بغداد است يكى از آن دو در خيابان مخرّم در سمت راست خاورى كه به عماره پسر بو الخطيب مولا روى پسر حاتم كه گويند مولاى منصور بود ، منسوب است . بو الخصيب يكى از دربانان منصور ( دوانيقى ) بود . دار عماره نيز در جانب باخترى بغداد به [ 522 ] عمارة بن حمزه مولاى منصور نسبت دارد . او از فرزندان بولبابه مولاى پيغمبر ( ص ) بود . پيش از تأسيس ساختمانهاى بغداد دار عمارة نام يكى از اقطاهاى منصور و باغى بود كه از پادشاهان ايران هنوز بر پا مانده بود . در همسايگى آن زمينى از آن بو حنيفه و زمينى ديگر از آن عثمان بن نهيك بود و آن در ميان عمارة و گورستان قريش است . دار العجله [ ر ل ع ج ل ] احمد بن جابر گويد : عباس بن هشام كلبى گفته است يكى از كنديان به پدرم نامه نوشت و پرسيد كه دار العجله در مكه به چه كسى نسبت دارد ؟ او پاسخ داد : « دار العجله » خانهء سعيد پسر سعد بوده است . بنو سعد مدعىاند كه اين خانه پيش از « دار الندوهء » معروف ساخته شده ، و مىگويند نخستين خانهاى است كه در مكه بنا نهاده شده . دار علقمه [ ر ع ق م ] در شهر مكه به طارق پسر معقّل نسبت دارد ، و او علقمه پسر عريج پسر جذيمه پسر مالك پسر سعد پسر عوف پسر حارث پسر عبد مناة پسر كنانه است . دار فرج [ ر ف ر ] نام ناحيهاى در سمت خاورى بغداد بالاتر از « سوق يحيا » بوده . فرج خود بردهء حمدونه دختر غضيض ، امّ ولد هارون رّشيد بود كه ولاى او به رشيد رسيد . اين خانهء اقطاعى از آن رشيد بود ، و در ساحل دجله استوارتر از آن خانه ساختمانى نبود . سپس اين خانه با خانههاى ديگر ، از آن فرزند او عمر بن فرج همگى پس از مرگ او ويران گرديد . دار القزّ [ ر ل ق ] ، محلهاى بزرگ به بغداد در سمت صحرا . ميان شهر تا آنجا امروزه نزديك يك فرسنگ راه است . خانههاى پيرامون آن ويران شده و چيزى جز چهار محلّهء بهم چسبيده به نامهاى « دار القزّ » « عتابين » « نصريه » « چهارسوك » « 2 » چيزى نمانده و باقى به تپههاى خاك تبديل شده است و امروزه در آنجا كارگاه كاغذ سازى هست . بدانجا نسبت دارد : بو حفص عمر پسر محمّد پسر معمر « 3 » پسر احمد پسر يحيا پسر حسان پسر طبرزد مؤدّب دار قزى . او از دانشمندان بسيار از راه برادرش بو البقاء پسر محمد پسر طبرزد برشنود و زنده بماند و آنچه را شنيده بود براى مردم روايت كرد . مردم او را بخواستند و براى سماع حديث به شام فرستادند . برندهء او تا دمشق ملك محسّن احمد بن ملك ناصر بود . مردمى بسيار در دمشق از او حديث برشنودند . او كتابهاى منحصر به فرد بسيار داشت كه آنها را نمىشناخت . او از بو الحصين و بو المواهب و از ابو الحسن راعونى [ 523 ] و جز ايشان [ روايت گرفت ] « 4 » او دوباره به بغداد بازگشت . زادروز او در ذيحجه 516 بود و در نهم رجب 607 در گذشت و در « باب حرب » بغداد به خاك شد . دار القضا [ ر ل ق ] نام خانهء مروان بن حكم در مدينه است . پيشتر ، از آن عمر خطّاب ( خليفه ) بود و براى اداى بدهكارى او پس از مرگش فروخته شد . ديگران گفتهاند كه اينجا دار الاماره ( امير نشين ) مدينه بود و اين نيز محتمل است زيرا كه از آن پس به دست امير مدينه بود . دار القطن [ ر ل ق ] نام محلّهاى به بغداد از كنار نهر طابق در ساحل باخترى ميان كرخ و نهر عيسى بن على است . بدانجا نسبت دارد : پيشواى حافظ بو الحسن على دار قطنى « 5 » رحمه اللّه و جز وى . او حافظى مشهور بود ، از بو القاسم بغوى و بو بكر پسر بو داود و گروهى بيشمار روايت مىكرد .
--> ستارگان همتا بودند تقدير با كمان خود نيز تفرقه را بر ما انداخت و ما از آن تيرها بر كنار نمانديم آيا به سايههاى جزيره و هواى خوش باغهايش بازگشتى داريم جايى كه پرندگان بر درختهايش مىخواندند و آب در زير درختهايش روان بود . پيراهنهاى نازك تابستانى را باد به هر سو تاب مىداد . بيت سوم اين قصيده در چ ع 1 : 607 : 10 يا 9 نه بيت از قصيدهاى به قافيهء دال از همين جحظهء ديلمى ديده مىشود . ( 1 ) . خليفهء عباسى 23 ( 334 - 363 ) زير نظر آل بويه . ( 2 ) . متن : شهارسوك . من با تكيه بر چ ع 2 ص 167 س 4 آن را به صورت فارسى نوشتم . ( 3 ) . ش . ش : 2140 ( دارقزى ) طبرزد ( 516 - 607 ) از ميزان الاعتدال : 3 : 223 ، بدايه و نهايه : 13 : 61 ، ريحانة الادب : 8 : 82 ، مرآت الزمان : 8 : 537 ، و فيات الاعيان : 3 : 452 ، كناو القاب : 1 : 331 ، اثير : 9 : 305 ، لسان الميزان : 4 : 329 ، ذيل الروفتين : 70 ، شذرات : 5 : 26 ، عسجد مسبوك : 336 ، عبر : 5 : 24 ، نجوم الظاهره : 6 : 201 . ( 4 ) . متن عربى گنگ است . من ميان كروشه را افزودم . ( 5 ) . على ( 306 - 385 ) پسر عمر پسر مهدى نيمه گنوسيست از فشار سنيان بغداد به مصر رفت ن . ك : چ ع 1 ص 106 پانوشت . براى احوالش به منابع ش . ش : مراجعه شود ، از : انساب ص 297 ، لباب 1 : 483 ، نجوم زاهرة 4 : 172 ، هدية العارفين 1 : 683 ، طبقات اسنوى 1 : 508 ، سفينة البحار 2 : 439 ، تذكرة الحفاظ 3 : 186 ، نديم ص 38 ترجمه 61 ، عبر 3 : 28 ، ظنون ص 149 ، 1394 ، 1458 ، منتظم 7 : 183 ، تاريخ بو الفدا 2 : 130 ، تاريخ بغداد 12 : 34 ، خلكان 3 : 297 ، اثير 7 : 174 .