ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

254

معجم البلدان ( فارسى )

گويند كه خوراكيها را در آن فراهم آورند . در كتاب احمد پسر محمد همدانى است كه : از آنش حيره خواندند كه چون تبع سپاهيان خود را بياورد و به جايگاه حيره رسيد راهنمايش راه را گم كرد و سپاه او سرگردان مانده آنجا را حيره خواندند . بو منذر هشام پسر محمد گويد : آغاز مهاجرت تازيان به سرزمين عراق و ماندگار شدنشان در حيره و انبار آنگاه بود كه خداوند به يوحنا پسر اختيار پسر زر بابل پسر شلثيل از فرزندان يهودا پسر يعقوب وحى فرستاد كه به نزد بخت نصر برو ! و به او دستور ده كه بر تازيان كه خانه‌هايشان در و دربند ندارد يورش ببر و سرزمينشان را با سپاهيان پايمال كن و جنگجويانشان را بكش و دارائيشان را ببر كه ايشان كافرند ، و خدايى جز من مىپرستند ، و پيامبران مرا تكذيب مىكنند . پس يوحنا از نجران به نزد بخت نصر در بابل بيامد و وحى را به او رسانيد ، و اين به روزگار معّد پسر عدنان بود . او مىگويد پس بخت نصر همهء بازرگانان تازى را كه در كشور او بود اسير كرده در « حير » ( اردو ) كه براى ايشان در نجف ساخته بود بند كرد ، و براى آن بارو ساخت و پاسداران به نگهبانى ايشان گمارد ، پس براى جنگ فرمان داد ، تا همه براى آن آماده شدند ، پس گزارش از تازيان دور تر رسيد ، گروهى از ايشان امان خواسته به نزد او آمدند . بخت نصر در كار ايشان با يوحنا به مشورت پرداخت . يوحنا گفت آمدن ايشان به سوى تو نشان مىدهد كه از سركشى گذشتهء خود پشيمانند ، ايشان را نيكو دار و به سواد كرانهء فرات زيستگاه بده ، پس در آنجا خانه‌هايى ساخته آنجا را « انبار » ناميدند و به مردم اردوى حير اجازه داد « حيره » را ساختند كه پيشتر حير - يك اردو بود و دوران بخت نصر به همين گونه بگذشت ، چون وى در گذشت مردم حيره به مردم انبار پيوستند و حيره روزگارى دراز ويران بماند [ 377 ] كه هيچكس از تازيان بدانجا سر نمىزد . مردم انبار و مردم حيره كه به ايشان پيوسته بودند از قبيله‌هاى عرب بودند كه بدانجا مهاجرت كرده بودند ، و قبيله معّد در تهامه و پيرامون آن مانده بودند ، ليكن جنگها كه ميان ايشان رخ داد ايشان را پراكنده كرد و به جستجوى جاى بهتر و چراگاه همسايگان در سرزمين يمن و همچنين سرزمين شام پرداختند ، و برخى قبيله‌هايشان به سوى بحرين آمدند كه پيش از ايشان قبيله‌هاى ازد به روزگار عمر پسر عامر پسر ( ماء السماء ) پسر حارث پسر قطريف پسر امرء القيس پسر ثعلبه پسر مازن پسر ازد بدانجا شده بودند . مازن شامل غسّانيان است ، غسّان نام آبى است كه بنو مازن از آن سيراب مىشدند ، پس غسّان خوانده شدند و قبيلهء « خزاعه » و « اسلم » و « بارق » و « ازد عمان » از آن ننوشيده‌اند ، پس به هيچيك از ايشان غسّانى نگويند هر چند از فرزندان مازن باشند . ايشان در آنجا بماندند . تازيانى كه از تهامه آمده بودند ، مالك و عمر دو پسر فهم پسر تيم الله پسر اسد پسر وبره پسر تغلب پسر حلوان پسر عمران پسر حاق پسر قضاعه و نيز مالك پسر زمير پسر عمر پسر تيم الله پسر اسد پسر وبره و گروه ايشان و نيز حيقان پسر حيوه پسر عمير پسر قنص پسر معّد پسر عدنان با همهء قبيله قنص بودند كه سپس غطفان پسر عمر پسر طمثان پسر عوذ پسر مناة پسر يقدم پسرر أفصى پسر دعمى پسر اياد به ايشان پيوسته در بحرين ماندند و در آنجا ميان خود پيمان تنوخ را بستند . و بدينسان به صورت قبيله‌اى از قبيله‌هاى ديگر جدا شدند . او مىگويد : مالك پسر زهير پسر عمر پسر فهم ، از جذيمه أبرش پسر مالك پسر فهم پسر غنم پسر دوس پسر عدنان پسر عبد الله پسر زهران پسر كعب پسر حارث پسر كعب پسر عبد الله پسر مالك پسر نصر پسر أزد ، براى رفتن به تنوخ دعوت كرد ، و خواهر خود را به نام « لميس » دخت زهير به همسرى او داد پس جذيمه پسر مالك و گروهان وى كه از قبيله أزد بودند همگى تنوخى شدند و يكپارچه گرديدند اين گروه بندى قبيله‌هاى عرب در بحرين ، و هم پيمان شدنشان به روزگار ملوك الطوايف بود كه اسكندر رومى بر پا داشته ، كشور را ميان ايشان بخش بندى كرد و همچنان ادامه داشت و اين آنگاه بود كه اسكندر بر دارا پيروز شد و او را بكشت و همچنان بماند تا اردشير بر دوران ملوك الطوايف پيروز شد و ايشان را نابود كرد ، و مردم از او پيروى كردند [ 378 ] و كشور را سامان بخشيد پس تازيانى كه در بحرين مىزيستند به هوس سرزمين عراق و پيروزى بر ايرانيان همسايهء تازيان در مالكيت عراق افتادند . سران ايشان از كشاكش ميان پادشاهان ملوك الطوائف سود جسته ، به سوى عراق پيش رفتند و براى يورش بر آن جا آماده شدند ، نخستين قبيله كه با ايرانيان روبرو شدند " حيقان " بود كه با گروهانش كه آميزه‌اى از مردم گوناگون بود ، با ارمانيان بخشهاى موصل رو به رو شدند كه در حال جنگ با اردوانيان از ملوك الطوائف بودند . ايشان ميان « نفّر » كه ديهى در سواد عراق است تا « ابله » در مرز بيابان عربستان را بگرفتند و اردوانيان را از سرزمين خود به درون سواد عراق راندند و خود به تازيان انبار و تازيان حيره و « قنص » پسر معدّ پيوستند .