ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

189

معجم البلدان ( فارسى )

حصن زياد « 1 » [ ح ن ] در ارمنستان است و امروزه آن را « خرتپرت » « 2 » نامند . ميان آمد و ملطيه است و به ملطيه نزديكتر مىباشد . نامى « 3 » در خطاب به ناصر الدوله پسر حمدان چنين مىسرايد : و حصن زياد ، غدوة السّبت ، نافشا * سماما راك ابن الأراقم أرقما « 4 » حصن سلمان [ ح ن س ] بلاذرى گويد : سلمان پسر ربيعه كه در سپاه بو عبيده بود با بو امامه صدى پسر عجلان از ياران پيغمبر به دژى در قورس [ 277 ] كه از « عواصم » است فرود آمد ، پس آن دژ به نام وى خوانده شد ، سپس او با كسانى كه به كمك سعد بن ابى وقاص به عراق فرستاده شدند از شام برفت . گويند سلمان پس از گشودن عراق و پيش از رفتن به ارمنستان به جنگ روم رفته بود ، پس هنگامى كه از مرعش بيرون آمد نزديك اين دژ اردو زد و پس از اين بود كه اين دژ به نام او خوانده شد . و گويند اين دژ به سلمان پسر بو فرات پسر سلمان نسبت دارد . حصن سنان [ ح ن ] از سرزمين روم است كه آن را عبد الله پسر عبد الملك پسر مروان بگشود . حصن طالب [ ح ن ل ] دژى معروف نزديك « حصن كيفا » است كه در آن كردانى مىزيستند كه ايشان را « جوبيه » مىخواندند پس قرا ارسلان پسر داود پسر سقمان كه مالك حصن كيفا بود پس از سال 560 بر آنجا چيره شد . حصن عاصم [ ح ن ص ] در سرزمين يمامه است . حصن العنب [ ح ن ل ع ن ] از بخشهاى فلسطين در شام از سرزمين بيت المقدس است . حصن العيون [ ح ن ل ع ] در مرزهاى روم است . سيف الدوله بر آنجا يورش برد و آن را بگشود . پس ابو زهير مهلهل پسر نصر پسر حمدان چنين سرود : لقد سخنت عيون الروم لما * فتحنا ، عنوة ، حصن العيون و دوّخنا بلادهم بجرد * سواهم شزّب قبّ البطون عليها من ربيعة كلّ قرم * فقيد المثل ، ليس بذي قرين « 5 » حصن ذى الكلاع [ ح ن ذ ك ] از بخشهاى مرزى كشور روم نزديك مصيصه است . گويند همان واژه « قلاع » است زيرا كه در سه قلعه ساخته شده و قلاع به كلاع تحريف شده است . و گويند اين واژه در زبان رومى به معنى دژ ستارگان است . حصن كيفا « 6 » [ ح ن ك ] كه آن را « كيبا » نيز گويند و گمان مىكنم كه واژه‌اى ارمنى است نام دژى بزرگ مشرف بر دجله ميان آمد و « جزيرهء ابن عمر » در ديار بكر است و در دو كرانهء دجله قرار دارد و ميان آن دو پلى بوده است و من در شهرهائى كه ديده‌ام از آن بزرگتر نديدم . اين پل از يك دهانهء بزرگ ميانه و دو دهانهء كوچك در دو سوى آن ساخته شده بود و ملك صاحب آمد بود كه از فرزندان داود پسر سلمان پسر ارتق است [ 278 ] حصن محسن [ ح ن م ح س س ] از كارگزارى « جزيرة الخضراى » اندلس است . حصن مسلمه « 7 » [ ح ن م ل م ] در جزيره ميان رأس عين و رقه است . مسلمه پسر عبد الملك پسر مروان بن حكم آن را نو سازى كرد و آن در داستان عبد الله پسر طاهر بشيرى ياد شده است . ميان آنجا و بليخ يك ميل و نيم راه است . مردم آنجا از آب انبارى مىآشامند كه دويست ذراع در دويست ذراع مساحت دارد و گوداى

--> ( 1 ) . احسن ترجمه ص 210 . ( 2 ) . امروز به جاى خرت پرت آن را خربوط نامند ( لسترنج ص 125 - تقويم بو الفدا - آيتى ص 443 ) مقدسى ( احسن . ع ص 150 نسخه بدل ) . ( 3 ) . نامى مصّيصى : احمد ( 309 - 399 ) پسر محمد . از مردم مصّيصه در كرانهء مديترانه نزديك طرسوس ، مولاى قبيلهء دارم عرب ، در سدهء چهارم عرب و شاعر شد و هم قطار متنبى و پس از او در دربار سيف الدوله على حمدانى ( 303 - 356 ) به شمار مىرفت و با متنبّى همچشمىها مىنمود ، تا در حلب در گذشت ( زركلى 1 : 202 از خلكان 1 : 107 . ياقوت تنها يك جا شعر او را به گواه آورده است . ( 4 ) . روز شنبه كه گرگها از حصن زياد بيرون ريزند تو را شكار پندارند . ( 5 ) . به هنگامى كه ما حصن العيون را با زور بگشوديم چشم روميان سرخ شد . ما كشور ايشان را بر هم زديم با كمر باريكان خودمان ، شكم گنده‌هايشان را رانديم . . . . ( 6 ) . مقدسى ( احسن ع ص 54 ترجمه ص 78 ، قزوينى . آثار ع ص 420 ، جهانگير ص 489 ، مراد ج 2 ، ص 197 : قلعهء كيفا . ن . ك : تقويم بو الفدا - آيتى ص 314 - 315 ، معرب كيپيا است . ( لسترنج ص 121 ) . ( 7 ) . ن . ك : ( احسن ع ص 54 ترجمه ص 78 ) ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 305 - لسترنج ص 112 .