ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

467

معجم البلدان ( فارسى )

براثا [ ب ] با ثاى سه نقطه و الف كوتاه ، بخشى بود در سمت قبلهء كرخ و جنوب باب محوّل بغداد ، كه مسجد آدينهء ويژهء شيعه داشت ، اكنون همهء آنها ويران شده و چيزى جز ديوارهء مسجد كه من آن را ديدم بر جا نمانده است . اينها در روزگار ما ويران شد و ابزارهايش را در ساختمانهاى ديگر به كار بردند . اين مسجد از سال 329 نوسازى گشته خطبه و نماز آدينه در آن برگزار مىشد تا سال 450 كه تعطيل گرديد تا به امروز . براثا پيش از آن تاريخ مسجدى بود كه شيعيان در آن گرد آمده صحابه را دشنام مىدادند ، پس « راضى » ايشان را دستگير كرد و مسجد را با خاك يكسان نمود ، سپس شيعيان به بجكم « 1 » ماكانى امير الامراى بغداد شكايت بردند و او دستور داد آن مسجد را بزرگتر و استوارتر بازسازى كرده نام راضى را بر پيشانى آن نوشتند . مسجد براثا پيش از بنيانگذارى بغداد ديهى بود ، كه مىپندارند على ( ع ) به هنگامى كه به جنگ « حروريان » به سوى نهروان مىرفت از آنجا گذشته و در مسجد آن نمازگزارده و به گرمابهء آن ديه در آمده است ، نيز گفته مىشود آن گرمابه كه بدان شد در بخش « عتيقه » بغداد بود كه آن نيز ويران شده است . به براثا نسبت دارد : 1 ) ابو شعيب براثى عابد ، او نخستين كسى بود كه در براثا در كوخى بزيست و به عبادت پرداخت پس [ 533 ] دختركى از خاندان دبيران دنيادار ، پرورش يافتهء كاخها بر آن كوخ گذشته ابو شعيب را ديد دلباخته او شد ، پس به سوى او آمده گفت : مىخواهم خدمتگذار تو باشم . گفت اگر چنين است بايستى خود را از آنچه دارى دور سازى دختر پذيرفته ، پوشاك پرهيزگاران پوشيده ، بنزد او آمده همسر او شد ، پس چون به كوخ آمد حصيرى در زير پاى ابو شعيب ديد كه او را از رطوبت زمين نگاه مىداشت . گفت : من نزد تو نمىمانم مگر اين فرش را بيرون اندازى ، من از تو شنيدم كه زمين مىگويد : اى فرزند آدمى چرا ميان من و خودت پرده مىكشى ؟ من فردا تو را در شكم خود دارم . ابو شعيب حصير را بيرون انداخت و سالها اين دو به پرستش بودند و بر آن در گذشتند . 2 ) ابو عبد اللّه پسر ابو جعفر براثى پرهيزگار ، استاد ابو جعفر كرينى صوفى . او نيز با همسرش داستانى همانند داستان پيشين دارد كه حليم پسر جعفر « 2 » چنين نقل مىكند : ما به نزد ابو عبد اللّه پسر ابو جعفر پرهيزگار مىآمديم كه در براثا مىزيست . او همسرى نيز پرهيزگار به نام « جوهرة » مىداشت . ابو عبد اللّه بر پالان حصيرى بحرينى و همسرش جوهره نيز برابر او بر پالانى ديگر رو به قبله مىنشستند . روزى بنزد او رفتيم ، او را ديديم بر زمين نشسته و پالان به زير او نيست ، پرسيديم اى بو عبد اللّه پالان چه شد كه به آن مىنشستى ؟ گفت : ديروز جوهره مرا بيدار نموده گفت : مگر در حديث نيامده است كه زمين مىگويد : اى آدمىزاده تو كه فردا در شكم من خواهى خفت چرا ميان من و خودت پرده مىكشى ؟ من گفتم راست گفتى و پالانها را بيرون انداختم . ياقوت گويد : اين دو كس و داستان هر يك را حافظ ابو بكر در تاريخ « 3 » ياد كرده است .

--> ( 1 ) . بجكم سردارى تركمن است از بردگان مرداويج بود . ايشان به تحريك خليفه راضى ، مرداويج را در گرمابه كاخ خود در اصفهان كشتند و به عراق گريختند . راضى به سال 336 امير الامرائى اين تركمن را به جاى ابن رايق سريانى تبار در بغداد پذيرفت . بجكم به سال 329 مسجد شيعى براثا را كه راضى ويران كرده بود به صورت يك مسجد سنّى آباد كرد ولى در همين سال بجكم در حال شكار در بيرون شهر واسط به دست كردان كشته شد ( تجارب الامم مشكويه و ابن ايثر در رويدادهاى آن سالها ) . براى براثان ن . ك عباس عزاوى . العراق بين الاحتلالين 5 : 59 به نقل از « المعاهد الخيريه » گويد : براثا در 1949 م . تجديد بنا شده است و لسترنج : 34 . ( 2 ) . نام مردى ناشناخته كه تنها در اينجا ديده مىشود . ( 3 ) . گويا ؛ تاريخ بغداد از ابو بكر خطيب بغدادى . پانوشت 1 : 219 : 17 .