ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

381

معجم البلدان ( فارسى )

[ 430 ] « به نام خداى بخشنده و مهربان ، با كمك تو اى خداى مهربان » كتاب باء از معجم البلدان باب باء با همزه و آنچه پس از آن‌هاست بئر [ ب ] به معنى چاه كه جمع آن به صورت « بئار » و « آبآر » است كه وارونه شده آن را « آبار » گويند . چاه‌كن را نيز « بئّار » و گاه « ابّار » نامند . « بأرت بئرا » به معنى چاهى كندم ، كه ريشهء آن از « بارت الشيء و ابتارته » به معنى پنهان كردم و پس انداز نمودم . اموى گويند ؛ از همين رو سوراخ را « بؤره » گويند . « يوم البئر » نيز روزى از روزهاى تاريخ عربان است . بئر ارما [ ب ر ا ] با الف كوتاه . چاهى در سه ميلى مدينه ، جنگ « ذات الرقاع » در آنجا رويداد . بئر اريس [ ب ر ا ] با سين بىنقطه . چاهى در مدينه است و ديگرى در « قبا » برابر مسجد آنجا است . احمد پسر يحيا پسر جابر ( بلاذرى ) گويد : اين چاه به « اريس » كه مردى از يهوديان مدينه است و به عثمان عفان ( رض ) بدهى داشت نسبت دارد گويند انگشترى پيامبر ( ص ) از دست عثمان به سال ششم خليفگىاش به درون آن اوفتاد . و هر چند كوشيد آن را نيافت . مردم اين را به شگون گرفته گفتند : چون عثمان از راه پيشينيان خود منحرف شده بود ، نخستين كيفرش چنان بود كه انگشترى پيامبر را از دست بداد كه پيش از وى در دست ابو بكر و عمر ( رض ) مىبود . اريس به زبان مردم شام ، به معنى كشاورز و جمع آن « اريسون » و « ارارسه » باشد . و « ارارس » نيز جمع « ارّيس » [ ارر ] است . و گمان مىكنم كه ريشهء عبرى دارد و « رئيس » كلانترديه معرب آن باشد . بئر الاسود [ ب ر ل ا و ] محمد پسر اسحاق فاكهى در كتاب « مكه » گويد : بئر الأسود در مكه به اسود پسر سفيان پسر عبد الاسد مخزومى نسبت دارد و در پايين گردنهء « امّ قردان » است . [ 431 ] بئر اليه [ ب ر ا ى ] بر وزن اليه - دنبهء گوسفند . در « اليه » گذشت . بئر انا [ ب ر ا ن نا ] با الف كوتاه پايانين . ابن اسحاقش چنين ياد كند . عبد الملك پسر هشام نحوى گويد : درست آن بئر انّى [ ب ر ا ن نى ] است . ابن اسحاق گويند : چون پيامبر ( ص ) بر سر بنى قريظه شد ، بر سر يكى از چاه‌هايشان فرودآمد و مردم به گرد او جمع شدند . بئر بضاعه [ ب ر ب - يا : ب - ع ] در زمين بنى ساعده است كه در « بضاعه » ياد شده است . بئر بنى بريمه [ ب ر ب ب ر م ] بر وزن مصغّر برمه . بنى بريمه شاخه‌اى از بنى عبد اللّه پسر غطفان ، نزديك معدن البير ،