ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

435

معجم البلدان ( فارسى )

خوشنام بود . از ابو القاسم پسر حصين پيرامن سال 520 برشنوده است . بجسة [ ب سن ] جايگاهى در يمامه است . بجمزا [ ب ج ] يا « بگمزا » با زاى نقطه‌دار و الف كوتاه . چنان كه خواهد آمد به راه خراسان [ نزديك بعقوبا ] است . در آنجا جنگى ميان مقتفى لامر اللّه خليفه و كون خر « 1 » و مسعود بلال ياران سلطان محمد پسر محمود به سال 549 رخ داد . بجوار [ ب ] بخشى بزرگ در پايين شهر مرو است . و از آنش بدين نام خوانند كه بر سر آن كوچه يك « بجور » آب ، يعنى جاى تقسيم آب هست . از آنجا است : ابو على حسن پسر محمد پسر سهلان خيّاط بجوارى ، كه پيرى پارسا بود . بجوم [ ب ] شهرى است كه خوره‌اى در پايين سرزمين مصر بدان نسبت يافته آن را خورهء اوسيه و بجوم خوانند . بجّه [ ب ج ج ] شهرى ميان فارس و اصفهان است « 2 » . ( و اللّه الموفق )

--> ( 1 ) . در متن با همين لفظ آمده و كون خر نام يكى از اميران تركمن سلجوقى است كه از لشكر خليفه در بعيقبه شكست خورد ، ن . ك همين كتاب چ ع 1 : 676 و 706 و ابن اثير در سال 549 . شايد نيز با اين شكست چنين لقبى را به دو داده باشند . ( 2 ) . لسترنج : 303 از فارس نامه ابن بلخى