ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
478
معجم البلدان ( فارسى )
برت [ ب ] با تاى دو نقطه بالا . شهركى در سواد بغداد نزديك « مزرفه » است . بدانجا نسبت دارد : 1 ) قاضى ابو العباس احمد پسر محمد . پسر عيسا پسر ازهربرتى . قاضى بغداد شد . مذهب عراقى « 1 » مىداشت ، از ياران يحيا پسر اكثم مىبود ، پيش از آن نيز قاضى واسط و بخشى از كارگزارى سواد بود . مردى ديندار نيكوكار و پاكدامن بود ، روايت حديث مىنمود و « مسند » مىنگاشت . از ابو الوليد طيالسى و از ابو عمر حوضى و از ابو نعيم فضل پسر دكين و جز اينان روايت مىنمود . ابو القاسم عبد اللّه پسر محمد بغوى و يحيا پسر محمد پسر صاعد از او روايت مىكردند . او به سال 280 درگذشت . 2 ) پسر وى ابو حبيب عباس پسر احمد برتى . 3 ) قاسم پسر محمد برتى ابو الفضل . در بغداد از حميد پسر مسعده حديث نقل مىكرد . طبرانى نيز از وى ! 4 ) زيدان پسر محمد پسر زيدان برتى . او از ابراهيم پسر هانى و از زياد پسر ايوب دلّويه روايت مىكرد . عمر پسر احمد پسر شاهين در « معجم » خود از وى نقل مىكند . 5 ) ابو جعفر محمد پسر ابراهيم برتى اطروش ( - كر ) او از ابو زيد [ 547 ] عمر پسر شبّة نميرى روايت مىكرد . ابو الحسن على پسر عمر حارثى سكّرى نيز از وى . 6 ) احمد پسر قاسم برتى . او از محمد پسر عبّاد مكى روايت داشت و سليمان پسر احمد طبرانى از وى . خطيب [ بغدادى ] گويد : احمد پسر قاسم پسر محمد پسر سليمان ، ابو الحسين طائى برتى ، از بشر پسر وليد و از محمد و از عثمان دو پسر ابو شيبه و از داود پسر رشيد و از عبيد پسر جنّاد ، حديث نقل مىكرد . ابن قانع و ابو عمر پسر سمّاك و عبد الصمد پسر على طبسى نيز از وى روايت مىكردند . 7 ) ابو الحسن احمد پسر محمد پسر مكرّم پسر خالد برتى . او از على بن مدينى روايت داشت و ابو الشيخ عبد اللّه پسر محمد پسر جعفر پسر حيّان حافظ اصفهانى در « معجم » از وى . برثان [ ب ] با ثاى سه نقطه و الف و نون . نام درهاى در ميان « ملل » و « اولات الجيش » ، پيامبر ( ص ) براى جنگ بدر از آنجا گذشت و بدانجا فرود آمد . برث [ ب ] جايگاهى است كه در حديث فرود آمدن عيسا پسر مريم ( ع ) ياد شده است . برثم [ ب ث ] با ثاى سه نقطه . عرّام پسر اصبغ گويد : ميان ابلى و سمت قبله كوهى است كه بدان برثم گويند و كوهى ديگر به نام تعار . اين دو كوه بلند و بىگياه هست ، پلنگ بسيار دارد . در پائين كوه برثم چشمهء آبى به نام « ذنبان العيص » است . او در جاى ديگر گويد : يرثم با ياى دو نقطه زير ، كوهى بلند پر از پلنگ و بز كوهى است و از گياه جز اندك خاشاك ثمام و غضور و مانند آن چيزى ندارد . آدم پسر عمر پسر عبد العزيز هنگامى كه به رى در آمد و آن را نپسنديد چنين سرود : هل تعرف الاطلال من مريم * بين سواس فلوى برثم
--> ( 1 ) . مذهب عراقى يا اسلام خاورى ، اهل راى ، خردگرايان ، اسلام بر زمينه گنوسيسم و توحيد اشراقى ايران و متافيزيسم در برابر مذهب حجازى يا اسلام باخترى كه سنّى و قشرى و اهل حديث و توحيد عددى را مىگفتند . ( ن . ك ، شهرستانى ملل و نحل ج 2 ص 45 - 46 ترجمه تركه ص 162 و مقدمه ص يح ) اين تقسيم از روزگار مأمون آشكار گرديد . ( ن . ك تاريخ سيستان ص 276 ) گاهى خردگرايان را « خاصه » و سنيان را « عامه » مىخوانند . ن . ك ، غلو و تقصير پانوشت 1 : 620 : 21 . فارسى ص 539 پانوشت 5 .