ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
6
معجم البلدان ( فارسى )
بوعون بغدادى « 1 » و بوعبيد بكرى « 2 » كه كتابى به نام « مسالك و ممالك » دارد . آنان كه به شناخت جايگاههاى تازيان بيابانى بسنده كردهاند طبقهء اديبانند چون بوسعيد اصمعى « 3 » كه كتاب او را به روايت بن دريد از عبد الرحمن از عمويش به دست آوردم ، و بوعبيد سكونى « 4 » و نيز حسن بن احمد همدانى « 5 » نگارندهء
--> حافظ ابرو ياد شده است . كراچكوفسكى ص 230 ، 526 جغرافياى حافظ ابرو را گرفته شده از كتاب حسن مهلبى مىداند . براى خاندان ايرانى مهلبى چ ع 1 ص 327 پانوشت 1 نيز ديده شود . متن در اينجا حسن بن محمد بود و از روى موارد ديگر تصحيح شد . ( 1 ) . ابن ابى عون كه ياقوت او را در اينجا يكى از منابع كار خود معرفى مىكند همان است كه در ( چ ع : 3 : 315 : 1 - 4 و ارشاد الاريب 1 : 236 ) به نام ابراهيم پسر محمد پسر احمد بن ابى عون از آل ابو النجم نگارندهء « النواحى و البلدان » و « تشبيهات » و كتابهايى ديگر آورده گويد : در ذىقعده 323 به نام همكارى با شلمغانى به دستور مقتدر خليفه كشته شد . نديم در نسبت دادن كتاب « نواحى و بلدان » به ابراهيم بن ابى عون احمد بن منجم ، يا به پدرش احمد ترديد دارد ( نديم ، تجدد ع : 164 ترجمه 244 ) مسعودى نيز در « التنبيه و الاشراف » ( ص 75 ) آن را نگارش محمد بن احمد بن المنجم بن ابى عون مىداند ( يادداشتهاى قزوينى ج 3 ص 3 و 4 ) . خاندان ابو النجم يكى از همان خانوادههاى بزرگ ايرانى است كه با اعتقاد به اسلام گنوسيستى و دشمنى با خليفگان در دربار بغداد داراى منصب دبيرى و وزيرى بودند ( ن . ك پانوشت چ ع 1 : 46 : 17 چ فارسى 421 : حاشيه ش 2 ) . ديگر از منابع ياقوت در اين كتاب كسى به نام بوعون اسحاق پسر على پسر سليمان صاحب « الزيج » است كه بنا بر فهرست وستنفلد در 32 جاى اين كتاب ياقوت از وى و از « زيج » او مطالب رياضى و جغرافى نقل كرده است و با اين همه او نيز در منابع ياقوت شناخته نشده است . اسحاق بن على كه نديم در فهرست ( تجدد ع ص 377 ترجمه ص 558 ) آورده و ترجمهء يك كتاب دامپزشكى به دو نسبت داده نه كنيت ابو عون دارد و نه كتاب « زيج » و جغرافى . بنا بر اين گمان مىرود كه مقصود ياقوت از اين دو نام ، همان گنوسيست تند متكلم و جغرافىدان پيرو شلمغانى كشتهء 323 باشد كه « راضى » پس از قتل او خود را ناگزير ديد نامهاى در توجيه اين جنايت خود به نصر احمد سامانى به خراسان كه پناهگاه گنوسيستها بود بنويسد و خلاصهء اين نامه در ارشاد الاريب 1 : 239 ديده مىشود . چند سالى پس از اين نامه در 331 تركان مهاجر به تحريك خليفه نصر را زندانى و پسر سنّى او را به شرط اطاعت از بغداد بر جاى پدر نشانيدند . پس ياقوت يا از ترس محيط سنّى يا از راه بدبينى به گنوسيستها نام او را بدين گونه تغيير داده است . بارى ، نالينو ايتاليايى A . Nallino ( 1873 - 1939 م ) تكههاى پراكنده از زيج بوعون اسحاق را از معجم البلدان بيرون كشيده و هماننديهايى ميان آن و « صورة الارض » خوارزمى از مردان دار الحكمهء مامون ( 203 - 218 ) ديده و نشان داده است . ن . ك كراچكوفسكى ص 342 . ( 2 ) . بوعبيد بكرى . عبد اللّه پسر عبد العزيز اندلسى ( م 487 ) مؤرّخ جغرافىدان و از اميرزادگان اندلسى است . دو اثر زيرين از وى چاپ شده است : الف ) « مسالك و ممالك » ( ياد شده در كشف الظنون ) كه بخشى از آن به نام « المغرب فى ذكر افريقيه و المغرب » با تصحيح دوسلان به سال 1857 م و 1911 در پاريس چاپ شد . ب ) « معجم ما استعجم » كه به ترتيب الفباى مغربى است . وستنفلد آن را به همان ترتيب در گوته 1876 م ده سال پس از معجم البلدان به چاپ سنگ با فهرستى با الفباى شرقى در دو جلد پخش كرد . در آغاز آن آمده است : هر چه در اين كتاب از سكونى آوردم از بو عبيد اللّه عمر بن بشر سكونى است كه در « جبال تهامه و محالها » از ابو الاشعث عبد الرحمن بن عبد الملك كندى و او از عرام بن اصبغ سلمى نقل مىكند . سپس مصطفى سقّا كتاب را به ترتيب ابتث خاورى درآورد و در قاهره 1945 م حروفى چاپ كرد و معرّفى كتاب و زندگينامهء بكرى را در آغاز آن نهاد ن . ك معجم المطبوعات سركيس 578 و كراچكوفسكى : 274 - 277 . با همه رنجى كه سقّا برده است باز هم براى استناد نسخهء چاپ وستنفلد بيشتر قابل اعتماد است زيرا سقا ناگزير برخى مطالب را نيز جابجا كرده است . بنا بر فهرست وستنفلد ياقوت بيش از شصت جا از اين مرد با واسطه نقل كرده است . ( 3 ) . اصمعى ( 122 - 216 ) ابو سعيد عبد الملك پسر قريب مولاى باهليان بود ، پس خود را عرب باهلى النسب شناساند . در دوران هارون ( 170 - 193 ) به بغداد آمده و به دستور دولت ، كتابها بر ضد ادعاى شعوبيان كه منكر فرهنگ براى عرب پيش از اسلام بودند بنگاشت ، اصطلاحات دامدارى ، گياهشناسى و حيوانشناسى و نقاط جغرافيايى عربستان را در چندين رساله گردآورد ، كه بيشتر آنها را خاورشناسان عربگرا با تحقيق چاپ كردهاند . جاحظ در « حيوان » از آگاهىهاى حيوانشناسى او و ياقوت در نزديك 340 جاى اين كتاب از آگاهىهاى جغرافيايى اين مرد استفاده كردند . ليكن دكتر طاها حسين در « ادب الجاهلى » بسيارى از آنها را ساختگى نشان مىدهد و در يك جا اعتراف اصمعى را به ساختن شعر دروغين از زبان گذشتگان عرب نشان مىدهد ( ن . ك ادب الجاهلى چ دار المعارف قاهره 1968 ص 171 ) . ( 4 ) . ياقوت در اين كتاب بيش از شصت جا از بوعبيد سكونى نقل مىكند . بكرى م 487 در سرآغاز « معجم ما استعجم » كه يادش گذشت مىگويد : هر چه در اين كتاب از سكونى آوردهام از بو عبيد اللّه عمر پسر بشر سكونى است كه در « جبال تهامه و محالها » از بو الاشعث عبد الرحمن كندى از عرام بن اصبغ سلمى نقل مىكند . سكونيان خاندانى ايرانى بودند كه زير ولاى قبيلهء سكون عرب درآمده و نويسندگانى شيعى از ميان ايشان برخاستند كه نامهاى فارسى ايشان در پنج اصل رجالى آمده است ( ن . ك قهپايى 7 : 130 ) ولى خود اين مرد كه كارهايش از منابع ياقوت است عرب زده ، ضد گنوسيست و ضد شعوبى و در شمار سازندگان افسانههاى « اجا و سلمى » ى امروء القيس است . ن . ك چ ع 1 : 122 به بعد . ( 5 ) . حسن همدانى پسر احمد معروف به ابن حائك م 334 از مردم صنعاء يمن ، شاعر فيلسوف است به تهمت شعرى بر ضد پيامبر زندانى و سپس آزاد شد . فهرست نگارشهاى او را ياقوت در معجم الادباء 7 : 230 زركلى در اعلام 2 : 192 ياد كردهاند . از آنها « اكليل در انساب حمير » به سال 1879 م و