ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

2

معجم البلدان ( فارسى )

آيت‌هاى استوار بسيار است ، نخستين آنها توبيخ است كه چرا فرمان گردش را انجام نداديد ؟ دومين آنها دستور است و كار بست آن واجب . اين دستور كتاب خدا است كه نادرستى بدان راه نيابد و كم و كاست ندارد . در حديث بزرگان نيز از گفتهء عيسى بن مريم ( ع ) است كه : دنيا مسافرخانه و جاى رنج كشيدن است ، پس در آن گردش كنيد و از بازماندهء گذشتگان پند گيريد . قس پسر ساعده كه پيامبر ( ص ) دربارهء او گفت : او به تنهايى همچون يك امت ، به رستخيز خواهد شد ، چنين مىگويد : رساترين پند ، جهانگردى و ديدار از جايگاه گذشتگان است . شاعران نيز همواره شاهان و خليفگان و اميران را به سبب گردش در شهرها و گذر از پست و بلنديها ، ستايش مىكنند . شاعرى در ستايش معتصم گويد : تناولت اطراف البلاد بقدرة * كأنّك فيها تبتغى اثر الخضر « 1 » هنگامى كه توان ديدن با چشمان نباشد ناگزير از جستجوى گزارشها هستيم . پس بر ما واجب است كه مسلمانان را از اين دانش كه يافته‌ايم آگاه سازيم و از آنچه خداوند به ما آموزش داد و ما با دقت آموختيم به ديگران بياموزيم ، زيرا كه شناختن اينها « 2 » نياز همگان است و هر كس در هر دانش گام بردارد يا بخشى يا فصلى يا فنى از آن را داشته باشد بدين دانش نيازمند است . با اين همه ، كسى را نديدم كه به جستجوى اين نامها بپردازد و تاريكى آنها را روشن سازد . من بسيارى تاريخ نگاران و شعرشناسان را ديدم كه عمر خود در راه درست خواندن آنها صرف كردند اما باز هم براى تلفّظ درست آنها در اخبار سنت و روايت حديثها [ 3 ] به هر در مىزنند و به هر دفتر سر مىكشند و مىكوشند تا شكل درست واژه را از معنى آن بيابند ، معنى نخستين بخش واژه را ، از دومين بخش دريابند ، كه پايان برخى معنى آغاز آن را روشن مىكند و آغاز برخى معنى بخش پايانين را مىنماياند . همين كه با نام جايگاهى برخورد كنند كه پيشآمدى در آن رويداده است ، در مىمانند ، زيرا كه اين نيازمند نقل و روايت است نه عقل و درايت ، پس يا به اشتباه افتند و يا به مغالطه پردازند و از صداى بلند خود مىكاهند . بارى بيشتر نسخه‌هاى خوش خط و با نقطه و ضبط را نيز ديدم كه نام جايگاه‌ها در آن ناخوانا و تحريف شده و نادرست نوشته شده است و نويسنده از نادانى آن را به خيال خود نقاشى كرده است . و چه بسا پيشوايى گرانمايه و سرورى سترگ و سردارى بزرگ به جايگاهى ناشناخته نسبت داده مىشود و خواننده ، تير را به تاريكى رها مىكند ، و اگر از دانشمندى پرسيده شود ، خود را به نيمهء پست دانستن « 3 » كه « نمىدانم » است در مىآويزد ، و اين براى مردى فاضل خوشايند نيست . و چون بخواهد پىجويى كند دستش به جايى بند نشود . و اين كمبودها همه از بىاعتنايى بدين دانش ارزشمند و پشت كردن به اين فن گرانقدر است . كدامين با معرفت است كه از شناخت نام جايگاهها و ضبط تلفّظ آنها بىنياز باشد ؟ همهء مردم در نيازمندى بدين دانش برابرند و گفتگو دربارهء آن در همهء محفلها آشكار است ، زيرا برخى از اين جايگاهها ميقات حج است ، يا جايگاه يكى از ياران پيامبر ( ص ) و تابعان و زيارتگاه اوليا و نيكان ، يا جايگاه جنگهاى پيامبر ( ص ) و فتوحات خليفگان راشد است كه گاهى با زور و گاهى به صلح و امان نامه گشوده شده است ، و هر يك از اينها حكمى شرعى ويژهء خود دارد و دربارهء فىء و اندازهء گزيت و خراج و دادن اقطاعها و آشتى نامه‌ها و واپس انداختن سر رسيدها است كه ندانستن آنها براى يك حقوق‌دان شايسته نيست و نشناختن زير و بم آن نزد پيشوايان و اميران پذيرفته

--> ( 1 ) . ( تو همانند خضر ( ع ) شهرها را گردش مىكنى ) . ( 2 ) . شناسايى نامها و اصطلاحهاى جغرافيايى . ( 3 ) . متن : [ بالنصف الأرذل من العلم و هو « لا ادرى » ] - لا ادرى نصف العلم - نمىدانم ، نيمى از دانستن است .