ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 62
معجم البلدان ( فارسى )
غورى : اسحاق پسر ابراهيم فارابى ( 280 - 350 ) غورى . ياقوت در 17 جا آگاهىهاى تاريخ و جغرافيا از وى يا صاحب ديوان الادب يا جامع غورى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 : 116 ، ترجمهء فارسى ص 110 پانوشت 5 و گاهى غورى به فتح عين است كه نسبت به غور اردن است . فاكهى : بو عبد الله محمد پسر اسحاق ( م پس از 272 ) از موالى مردم مكه . تاريخ مكه را در 272 نگاشت كه تكهاى از آن را وستنفلد به عنوان بخش دوم تاريخهاى مكه ص 1 تا 51 در لايپزيك به سال 1859 چاپ كرد ( سركيس معجمط ص 1431 ، زركلى 6 ، 252 ) . فتح ( بوال ) : يا بوالفتح اسكندرى : همان نصر اسكندرى است كه ياقوت گاهى از او چنين ياد مىكند . فتوح بلاذرى ، توكّل : متن اصلى « فتوح البلدان » از بلاذرى ( 200 - 279 ) احمد پسر يحيا پسر جابر پسر داود ، از خانوادهء فارسيان بحرين ، « 1 » در سدهء سوم است ، كه در بغداد زاده شده ، در دربار خليفگان عرب ، از مأمون تا معتضد ، به ترجمهء دانشها ، از زبان فارسى به زبان حاكم عربى مىپرداخته است . بلاذرى در اين كتاب ، نه تنها تاريخ يورشهاى عرب را ، بهتر از ديگران توجيه و روشن نموده ، بلكه او زبان فقير عربى آن روز را ، با وضع اصطلاحهاى تاريخى ، جغرافيايى ، حقوقى ، سياسى بسيار غنا بخشيد . اين كتاب با تصحيح خاورشناس دخويه ( 1836 - 1909 م ) ياد شده در سه بخش در گريفسوالد به سال 8 - 1863 م و سپس مكرر چاپ شد . فتوح البلدان بلاذرى به دست آقاى دكتر محمد توكل به فارسى گردانيده شد و به سال 1367 خ . در 788 ص در تهران چاپ و پخش شده است . ياقوت بيش از صد جا از وى نقل مىكند . ن . ك : چ ع 1 ص 41 ، ترجمهء فارسى ص 38 پانوشت 4 . بوالفدا - آيتى : از منابع من در پانوشتها و تصحيح و ترجمهء معجمد است . ن . ك « تقويم بو الفدا - آيتى » . فراء : يحيا پسر زياد ديلمى ( 144 - 207 ) شيعى زاده است . ( فهرست اعلام ذريعه ج 3 ص 2657 ) . ياقوت 40 بار آگاهىهاى دستورى از وى نقل مىكند . ن . ك ص 44 : فارسى 40 ، پانوشت 1 . فرات ( ابن - ) على پسر محمد ( 241 - 312 ) ( فهرست اعلام ذريعه ج 2 ص 1611 و زركلى 5 : 141 ) ياقوت 20 جا از يادداشتهاى او كه گاهى به خامهء او و گاهى به نقل حازمى از خط او و گاه به خامهء جواليقى از روى خط ابن فرات ( ج ع 3 : 911 : 20 ) نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 71 فارسى ص 66 ، پانوشت 2 .
--> ( 1 ) . بلاذرى ، نسبت به يكى از شهرهاى فارس نشين بحرين بوده است ( رياض العلماء ج 5 ص 391 ) . اين واژه را تودهء مردم امروز ساييده ، « بلادى » تلفظ كنند . ( طبقات . قرن 11 ض 642 و قرن 12 ص 105 ) .