ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 45
معجم البلدان ( فارسى )
دبيثى : محمد ( 558 - 637 ) واسطى زادگاه ، گنجىتبار ، بغدادى گورگاه است . ياقوت در ده جاى « معجمد » از او نقل مىكند . در يك جا نام شهركهاى رقه را ، از كتاب « تاريخ رقه » تأليف او نقل مىنمايد ( چ ع 2 : 359 : 5 ) . « خلكان 4 : 28 » و به پيروى از او اسماعيل پاشا در « هدية العارفين 2 : 114 » كتاب « تاريخ واسط » به او نسبت دادهاند ، پس گويا واسطى بودن دبيثى سبب تبديل رقه به واسط شده باشد . ( ن . ك : چ ع 1 ص 379 س 17 ) . دحيم : عبد الرحمن ( 170 - 245 ) پسر ابراهيم دمشقى . مولاى امويان و پيرو اوزاعى بود ( زركلى 4 : 64 از تذكرة الحفاظ ) ن . ك : چ ع 1 : 388 فارسى ص 344 ، پانوشت 1 . دريد ( ابن - ) : محمد پسر حسن ( 223 - 321 ) از دى ولاء عمانى ، در بصره زاده شد و در فارس بزرگ شد . كتاب « جمهرة » از او است احوالش در ( نديم ترجمه ص 104 و ديگر جاها فراوان است . ) و از منابع ياقوت در دستور زبان عرب است ، و بيش از 120 جا از وى نقل كند . ن . ك : چ ع 1 : ص 79 ترجمهء فارسى ص 74 ، پانوشت 2 . دكين ( ابن - ) بونعيم فضل ( 130 - 219 ) . خاندان دكين از خاندانهاى باختر ايران و بوميان كوفه بود كه پس از سقوط ساسانيان اسلام را به صورت گنوسيسنى ( ناسنّى ) پذيرفته مقام اجتماعى خود را نگاه داشتند . نام برخى از اين خاندانها در چ ع 1 ص 46 فارسى ص 42 پانوشت 2 ديده مىشود . ياقوت در 20 جا از او به نشان بونعيم ، ضبط و روايت واژههاى شناسه را ياد مىكند ( قهپائى 5 : 20 و زركلى 5 : 353 ) . ن . ك چ ع 1 ص ص 98 فارسى ص 93 ، پانوشت 1 . بودلف ينبوعى : مسعر پسر مهلهل جهانگردى لوده متلكگو بود . كه در دستگاه صاحب عباد طالقانى ( 326 - 385 ق ) مىزيست . او در « سفرنامهء » خود كه بارها چاپ و به زبانهاى اروپايى ترجمه شده است ، نادرستهايى نيز گنجانيده است . ياقوت در 33 جا از او نقل مىنمايد . ن . ك چ ع 1 ص 61 فارسى ص 57 ، پانوشت 3 . ترجمهء فارسى آن را ابو الفضل طباطبائى ، ترجمان سفرنامهء ابن فضلان در سال 1342 خ ، در 187 ص ، به وسيلهء « فرهنگ ايران زمين » پخش كرد . او قصيدتى مسخره آميز بنام « ساسانيه » نيز دارد كه اشراف و لقبهاى ايشان به مسخره گرفته است . او به عكس هم نامش بودلف عجلى است ، كه فرمانده سپاه مأمون عباسى بود و با موافقت او به كسروى تبار بودن خود افتخار مىكرد . ن . ك قزوينى ، آثار ع ص 341 جهانگير ص 405 ، مراد ج 2 : 84 . دمينه ( ابن ابى - ) همدانى : دانشمندى جغرافياشناس مؤلف كتابى در اين باره است كه ياقوت در 13 جا ، مطالب اين علم را از وى ، و در چ ع 3 : 250 : 9 از كتاب وى بىنشانى ديگر نقل مىنمايد . اين مرد غير از ابن دمينهء شاعر عرب بىسواد است كه در اغانى ( ج 17 ، ص 93 تا 110 ) ديده مىشود كه از آنجا به معجم المطبوعات سركيس ص 104 و زركلى به نام عبد الله پسر عبيد الله ، ( اعلام زركلى ج 4 ص 237 ) از بنى عامر آمده كه در سال 130 ق در جنگهاى قبيله كشته شده است . ياقوت از اين شاعر نيز در 2 جا شعر آورده است .