ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 46
معجم البلدان ( فارسى )
دينورى : بوحنيفه احمد پسر داود ( م 282 ) پسر ونند ، تاريخنگار بزرگ ، مهندس گياهشناس ، از مردم كرد دينور . از منبعهاى ياقوت است ، و در ده جا از وى نقل كرده است . ( زركلى 1 : 119 ، از انباء الرواة 1 : 41 ) معجما 3 : 26 - 32 . ن . ك چ ع 1 ص 381 ، فارسى ص 339 پانوشت 2 . راهويهء مروى حنظلى : اسحاق پسر ابراهيم ( 161 - 238 ) او خود را از تيرهء حنظله از قبيلهء تميم عرب مىشمرد كه در مرو زاده شده ، ليكن دور نيست كه از موالى آن قبيله بوده باشد . او استاد احمد حنبل بود و با شافعى مناظره داشت . او پس از بازگشت از سفر عراق ، شام ، حجاز ، در نيشابور مىزيست تا درگذشت . ياقوت در 23 جا به عنوان راوى از وى نقل مىكند . زندگينامهء او را زركلى از خلكان ( ج 1 ص 179 ) و ديگران ياد كرده است . بوربيع : بوربيع سليمان ، زنده 624 پسر حسن ريحانى يمنى مالكى كه گاهى ياقوت او را ، از گفتهء معاصر ديگرش قاضى مفضّل ؛ حلّى تميمى مىخواند ( چ ع 3 : 206 : 11 ) . او ساكن كوه مرو در مكّه بوده ، خود را از خاندان عبد المؤمن ، فرمانروايان بربرى عرب شدهء مراكش مىدانست . او شعر بربرى و عربى دارد . ياقوت در چ ع 3 : 863 : 21 لقب نجم الدين به وى مىدهد ، كه در قاهره به سال 624 با او دوست شده بود ( چ ع 1 : 358 و 760 ) و از حلب نيز با وى نامههايى در مسائل تاريخى داد و ستد مىكرده است . در ( چ ع 3 : 901 - 902 ) از عموى او ، بوعلى حسن كه ممدوح شاعر يمنى « مسرور فشالى » بود ياد مىكند . در ( چ ع 4 : 513 ) از خانهء مسكونى او در كوه مروه ، و در ( چ ع 4 : 661 ) سند روايت بوربيع را ، از ابو القاسم بو بصيرى از پدرش ياد مىكند . در چ ع 3 : 365 : 21 به جاى ريحانى ، به غلط زنجانى چاپ شده . ياقوت در اين كتاب 13 جا از وى مانند قاضى مفضّل به گونهء گفتگو نقل دارد . براى زندگينامهء او ن . ك چ ع 3 : 265 پانوشت . ردّه ( كتاب . . . ) : ياقوت دربارهء شناسهء « حال » ، جايگاه جغرافيائى آن را از كتاب ردّه ، نقل مىكند ( چ ع 2 : 187 ) . چلبى در كشف الظنون ص . 142 سه كتاب بدين نام ، به سه تن بنامهاى وثيمه پسر موساى فارسى ( م 237 ) ، واقدى م 207 و مداينى على م 224 نسبت مىدهد و در ذيل كشف الظنون ص 299 سه كتاب ديگر به ابراهيم ثقفى م 283 و على مدينى و بومخنف لوط كوفى م 175 نسبت داده شده است . و همهء آنها در تاريخ قيام قبيلههاى عرب پس از مرگ پيامبر ( ص ) و مرتد شدن از اسلام نگاشته شده است . ( كشف الظنون ص 1420 ) . رشيق ( ابن - ) حسن ( 390 - 463 ق ) قيروانى ، بربرى تبار عرب شده ، از فشار دولت به سيسيل گريخت و در آنجا درگذشت . ياقوت بيش از 14 جا از وى با اين كنيت يا « صاحب انموذج » نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 : 184 ترجمهء فارسى ص 172 ، پانوشت 3 . كتاب « نقد شعر » از وى چاپ شده است . رهنى : محمد پسر بحر دانشمند مورّخ ، جغرافىدان ، مؤلّف پانصد اثر ، شيعىگرا ، صاحب نرماشير كرمان ( طوسى ، نجاشى ، قهپائى ج 5 ص 162 - 163 ) . برخى آثار رهنى ، نزد ياقوت بوده ، در بيش از ده جا از آنها نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 : 71 ترجمهء فارسى ص 67 ، پانوشت 5 . اين مجمد بن بحر رهنى كرمانى غير از محمد بن بحر اصفهانى است ، كه پس از آشتى مقتدر با شيعيان ، از طرف او كارگزار اصفهان شد ، و از طرف بويهئيان كه هنوز در حال جنگ با عباسيان بودند بر كنار گرديد . ياقوت اين