ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 28

معجم البلدان ( فارسى )

بن اثير را وصى خود نمود ، كه آنها را به جايگاه كتابخانه زيدى برساند ، و پس از مرگ ياقوت ، به گفتهء قفطى ؛ على كتابها را بر خلاف وصيت به كارمندان خود سپرد ، كه براى تأليف « كامل تاريخ » براى اثير كار مىكردند ، تا همه را به آن كتاب وارد كردند . بنا بر فهرست اعلام ما مىدانيم كه در سراسر كتاب « كامل » ، هيچ جا از ياقوت نام نيامده است . قفطى گويد : هنگامى كه گزارش وصيت ياقوت به بغداد رسيد ، از ابن اثير اجراى آن ، خواسته شد ، ليكن او اندكى از آنها را فرستاد و باقى را نفرستاد ( انباء الرواة ج 4 ص 78 ) كوتاه سخن ، بايد گفت : ياقوت و كتابهاى او از بزرگترين منابع تاريخ كامل ابن اثير است ، كه پنهان ماندن آن ، بليايف و محققانى ديگر را به اين پرسش واداشته است كه : « چرا منبع آگاهىهاى سدهء 11 تا 13 م . اثير ناپيدا است ؟ . آرى اثير ، مطالبى را نيز ، از مشكويه رازى گرفته ، هم بىمدرك نقل مىكند ، و هم برداشت ايرانگراى مشكويه را به برداشتى ضد ايرانى تغيير مىدهد . ( ن . ك احسن التقاسيم ، ترجمهء فارسى ص 646 پانوشت 4 و ترجمهء تجارب الامم مشكويه - منزوى ج 5 ص 214 ) . هر چه در اين مجلدها يا در پانوشتها از ابن اثير نقل شده است ، من از چاپ دار صادر بيروت . سال 1965 - 1966 م ، ج 1 تا 13 از روى چاپ اروپايى تورنبرگ torneberg ( 1807 - 1877 م ) سويدى در 14 مجلّد سال 1851 - 1876 م . نقل كرده‌ام . احسن التقاسيم مقدسى بشارى ( به يارى ) : ن . ك : مقدسى به يارى ، و مقدمهء ياقوت همين مجلّد ص 5 پانوشت . احمد ( بو - ) : ن . ك عسكرى حسن . احمد سهل بلخى : ن . ك به بلخى بوزيد . احمد سرخسى : يا احمد بن طيّب . ن . ك : سرخسى احمد . احيمر سعدى : يكى از چند راهزن معروف است كه اشعار او را ياقوت در 6 جا شايد به نقل از كتاب « لصوص » براى معرفى يك جايگاه جغرافيايى ، به گواه مىآورد . زرگلى مرگ احيمر را پيرامون سال 170 ق . مىآورد . ادريسى استرآبادى : عبد الرحمن م 405 ياقوت در 24 جا از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 404 ، فارسى ص 358 پانوشت 3 . ادريسى سيسيلى : يا شريف ادريسى ( 493 - 560 ) محمد پسر محمد پسر عبد الله ، زادهء سبتهء اندلس و نگارندهء « نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق » در جغرافيا . او در پيش گفتار خود براى اين كتاب ( چ 1592 م ) با ترجمهء لاتين ، تاريخ نگارش كتاب را ژانويه 1154 م - شوال 548 ق . معين كرده گويد : كتاب را با همكارى پادشاه سيسيل بنام ( رجار - روج - ريچار - ريشار ) در مدت پانزده سال نگاشته است . ترجمه‌هاى اين كتاب به زبانهاى اروپايى و چاپ آنها را سركيس در معجمط ص 414 - 416 ، و احوال مؤلف را كراچكوفسكى در ص 280 با نقل از صفدى ، و زركلى ( ج 7 ص 250 ) از منابع بسيار آورده‌اند . ياقوت اين مرد را نمىشناخته ، ليكن از كسى ديگر بنام شريف ادريسى كه همروزگار ياقوت و شاگرد عثمان بليطى ( بلطى ) م 599 بوده ، زندگينامهء بليطى را از او نقل مىكند . ( معجما 12 : 142 - 147 و زركلى 4 : 375 ) و او را شريف بوجعفر محمد پسر عبد العزيز مىنامد . ادريسى ( شريف - ) ( 568 - 649 ) : چنان كه در شناسهء بالا ديديم ؛ شريف ادريسى از منابع ياقوت است ليكن نه در معجمد ، بلكه در معجما . او از همان خاندان ادريسى ، حاكمان شمال آفريقا و همروزگار ياقوت بود ، كه او را چنين مىنامد : شريف بوجعفر محمد پسر عبد العزيز پسر بو القاسم پسر عمر پسر سليمان پسر حسن پسر ادريس پسر يحياى عالى پسر على معتلى و اين از ادريسيان بوده ، كه در مغرب