السيد جعفر السجادي
91
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
آنها را مىشناسند . « 1 » اعيان ثابته - كلمه عين در فلسفه به معناى خارج است و جع آن اعيان است و وجود در اعيان يعنى وجود در خارج و در اصطلاح خاص آن چه را حكيم ماهيت گويد عارف عين و اعيان ثابته نامد و گاه از كلمهء اعيان ثبوت علمى اشيا را مىخواهند . و گويند ماهيات امكانيه و اعيان متقرره را حالات عقليه و اعتبارات سابقهاى بر وجود آن ها مىباشد . خلاصهء كلام اين كه وجودات خاصه مفصله را يك مرتبه يا وجود سابق اجمالى است و آن مرتبهء اجمالى سابق عبارت از علم حق تعالى است به ذات خود و تعلق علم حق به مراتب الهّيت و شؤون آن ، براى اين وجودات قبل از تنزل و تعدد و تفصيل در آن مرتبهء سابقه عبارت از اسما و صفات ذاتى است كه ماهيات از آنها منبعث مىشوند و همان ماهيات را در مرحله علم اعيان ثابته نامند اين ماهيات در همين مرتبهء سابقه به وجود عينى نيز تابع وجودات خاصهء موجود به وجود سابقهاند به اعتبار معلوميت آنها براى ذات حق تعالى ، معلوميت علمى كمالى كه عين ذات او است ، و معلوم بودن آنها به تبع وجودات حقايق امكانيه در علم حق تعالى ، خود منشأ ظهور اين وجودات در مراتب متأخر است . مطابق با ثبوت علمى در ذات حق و هر گاه وجودات از حق تعالى افاضه شود و تميز و تعدد خارجى يابند با هر يك از آنها ماهيتى از ماهيات متحد شود بدون نياز به جعل جديد و بلكه به نفس فيضان وجود چنان كه شأن هر وجودى است با ماهيت خود . پس در مرتبهء علم حق اعيان تابع وجود حق تعالى مىباشند كه عين علم او است به طور اجمال به وجودات اشيا ، و به طور تفصيل « 2 » بر ماهيات . زيرا علم به علت تامه مستلزم علم به معلولات آنها است و در خارج نيز چنين است زيرا آن چه مجعول و فائض است صرفا انحاى وجودات است ؛ بالذات و ماهيات در فيضان تابع وجوداتاند و مجعول ؛ به عرضاند و معنى گفتار عرفا كه گويند : موجوديت اعيان و قبول فيض وجودى و استماع امر واجبى آنها به دخول در دار وجود عبارت است از ظهور احكام هر يك از آنها به واسطه نور وجود و نه اتصاف آنها به نور وجود . و اما شيئت منفى شدهء از انسان در آيه « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » عبارت از شيئيت وجود متميز مخصوص است نه شيئيت وجود مطلق و همين طور است شيئيت مذكور « كان اللَّه و لم يكن معه شىء » و بالجمله ماهيات امكانيه . تنها شيئيت ثبوتى است نه شيئيت وجودى . پس ماهيات و اعيان ثابته مستهلك در عين جمع سابق بر وجوداند و در تفصيل وجودات در مرتبهء لاحقاند و به بيان روشنتر اعيان ثابته صور علميه را گويند ، و در اصطلاح حكما ماهيات اشيا را گويند و اعيان صور اسماى الهيهاند و ارواح مظاهر اعياناند و اشباح مظاهر ارواحند و حقيقت انسان ، اول در اعيان ثابته تجلى كرد ، و بعد از آن در ارواح مجرده تجلى كرد .
--> ( 1 ) رساله عرشيه ، ملا صدرا ، ص 188 . ( 2 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 349 .