السيد جعفر السجادي
73
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
علت و سبب وجود ديگرى است و مسلم است كه ( وجود عقلى ، علت و سبب وجود حسى جزئى است و ) وجود عقلى سببى مشتمل بر وجودات حسيه مسببى است . پس وجود عقلى سببى ، كلى است و اين وجودات حسيه مسببى ، جزئىاند . ارتباط حادث به قديم - يكى از مسائل مهم فلسفى كه مورد توجه فلاسفه مىباشد كيفيت ربط و ارتباط حوادث به قديم است كه آنها را دچار اشكالى بس دشوار كرده است . « 1 » اشكال از اين راه و به اين طريق است كه با توجه به اينكه ميان علت و معلول سنخيت لازم است چگونه ممكن است حوادث كه همواره متحول بوده و در معرض فنا و زوالاند مستند به ذات قديم ازلى ثابت باشند و معلول ذات لا يتغير باشند . اصل ديگرى كه اين مسأله را دشوارتر كرده است توحيد ميان علت و معلول است به اين معنى كه از واحد من جميع الجهات نتواند كه جز معلول واحد صادر شود و چگونه حوادث متكثره مستند به ذات واحدند و معلول اويند . بر مبناى اصل اول اشكال آشكار آن ارتباط حوادث به قديم است و بر مبناى اصل دوم صدور كثير از واحد من جميع الجهات . براى حل اشكال اول و فرار از آن فلاسفه هر يك راهى را در پيش گرفتهاند و مسأله را بنحو خاصى مورد بحث و فحص و دقت قرار دادهاند و در حل آن كوشيدهاند . بعضى واسطه و رابط ميان حوادث و قديم را حركت دوريهء فلكيه دانسته و گويند تمام حركات و متحركات منتهى مىشوند به حركت دوريهء فلكيه و معلول و مستند به آن مىباشند و حركت دوريهء فلكيه بالذات ثابت و از جهت اتصال و دوام و ثباتش در متن دهر مستند به ثبات است و از جهت وجود غير قار بودنش منتسب مىشوند به آن حوادث زمانى و بالجمله حركت دوريهء فلكيه را دو نسبت هست يكى نسبت به ذات يعنى ذات حركت كه ثابت و مستمر است و به تعبيرى كه صدرا كرده است حركت به معناى توسط است كه راسم امر ممتد است كه حركت به معناى قطع است . حركت به معناى توسط امرى خارجى و به اعتبار ذاتش يعنى ذات من حيث الذات ثابت و دائم و تجدد و سيلان او به اعتبار نسبت آن به حدود مفروضهء در مافيه الحركة است . و باز گويند كه حركت دوريهء فلكيه دائمى است و ابتدايى ندارد و همان جنبهء دوام و ثباتش موجب رابط بودنش شده است . بعضى ديگر نفس حركت را رابط و واسطهء ميان حوادث به قديم مىدانند و گويند تمام متحركات به واسطهء حركت متحركند و حركت خود متجدد بالذات است يعنى تجدد امرى جدا از ذات او نيست بلكه آنچه مجعول است حركت است نه تجدد حركت پس به واسطهء تجددش حوادث به او منتسب مىشوند و از جهت ثباتش ( حركت خود متحرك نيست ) واسطه و رابط حوادث به قديم است . بعضى ديگر واسطه و رابط را ، زمان مىدانند . صدرا رابط و واسطهء ربط حوادث به قديم را حركت در طبيعت و حركت جوهريه مىداند . حركت جوهريه .
--> ( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 52 .