السيد جعفر السجادي
74
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اركان اربعه - عناصر اربعه را به اعتبار آنكه اركان تركيبى و وجودى موجودات طبيعيهاند اركان اربعه مىنامند . عنصر واسطقس . « 1 » ارواح بخارى - مراد از ارواح بخارى ارواح حيوانات است كه ناشى از قلب صنوبرى الشكل است و سارى در تمام اعضا و اجزاى حيوان است . - روح بخارى . « 2 » ازدواجات - فلاسفه گويند از تركيب عناصر با يكديگر و اختلاط آنها مزاج خاصى به وجود آيد كه تكوين مواليد از آن راه است اين اختلاط و تركيب خاص را ازدواجات عناصر گويند و گويند اجرام علوى به منزلت آباء و عناصر به منزلت امّهاتند كه از ازدواج و اختلاط آنها با يكديگر و تأثير اجرام علوى و لقاح آن مواليد ثلث تكوين مىيابند . « 3 » ازل - ازل يعنى بدون اول و ازلى يعنى آنچه اول نداشته باشد در مقابل ابدى يعنى آنچه آخر ندارد و بالجمله ازل هميشگى در طرف گذشته است و ابد در طرف آينده و موجود ازلى يعنى موجودى كه اول نداشته باشد و ابدى يعنى آخر نداشته باشد و آنچه وجودش در طرف ماضى مستمر و دائم باشد ازلى گويند . « 4 » اسباب عاليه ، اسباب قاصيه - علل اوليه را از آن جهت كه غايات عقليه و غاية الغايات كايناتاند اسباب قصوى و اسباب قاصيه و عاليه ناميدهاند و از آن جهت كه مبادى نظام وجود و آفرينشاند « مباديه اوليه » ناميدهاند . « 5 » استحاله - استحاله تغيير و تحول از حالتى به حالت ديگر است كه حركت در كيف است چنان كه آب گرم شود و از تركيب چند عنصر كيفيت خاصى به وجود آيد كه مزاج باشد چنانكه گويند مبدأ مزاج استحاله است و در تعريف آن گفتهاند « فما كان من هذه الجملة يبقى نوع الجوهر من حيث هذا المشار اليه ثابتا كالماء يسخن و هو ثابت بشخصه فهو استحالة » و اگر نوع آن باقى نماند فساد است و بالجمله استحاله به معنى خاص فلسفى عبارت از حركت در كيف است مانند تسخن و تبرد و هر تغييرى كه موجب زوال صورت نوعيه نوع نگردد استحاله است و در موقعى كه موجب زوال صورت نوعيه اشيا باشد فساد است . تغييرات و تحولاتى كه در اشيا حاصل مىشود مادام كه به سر حد تحول از صورتى به صورتى ديگر نرسيده باشد استحاله گويند و موقعى كه منجر به زوال صورت نوعيه آن شود مثل آنكه آب هوا شود فساد صورتى و كون صورتى ديگر است و اين است معنى كون و فساد در كلمات فلاسفه . و مزاج عبارت از صورت خاص است « يا كيفيت خاصى است » كه در اثر تركيب عناصر با يكديگر پيدا مىشود . صدرا گويد حصول مزاج حتما مستند به تركيب عناصر نيست و چنين نيست كه از تركيب چند عنصر مزاج حاصل شود . بلكه ممكن است يك عنصر نيز مستحيل شود در كيفيت فاعله و منفعله به واسطه اسباب خارجى تا آنكه منتهى شود به انقلاب صورت آن به يكى از مواليد .
--> ( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 248 . ( 2 ) اسفار ، ج 4 ، ص 152 . ( 3 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 239 . ( 4 ) اسفار ، ج 3 از سفر 1 ، صص 152 ، 154 . ( 5 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 127 ، 186 - 187 .