السيد جعفر السجادي
523
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
است از اتحاد انسان با آن صورت و تحقق وى به وجود آن صورت ؛ و مسلم است كه بعضى از آن وجودات وجود حسى و بعضى وجود خيال و بعضى وجود عقلى است . پس معلوم شد كه وجود صادر از مبدأ در اولين منازل قوس نزول ، عقل بوده و سپس نفس و سپس وجود حسى و سپس ماده گرديده و آن آخرين منازل قوس نزول است . سپس وجود بر خويشتن دور زد و در اولين مراتب دور ( و طى منازل قوس صعود ) وجود حسى و سپس نفس و سپس عقل گرديد . پس مجددا به همان مقام و مرتبهاى كه از آنجا هبوط نموده بود ارتقا نمود و از اين مطالب معلوم شد كه خداى متعال هم مبدأ وجود و هم غايت وجود است . پس هنگامى كه انسان در سير صعودى بدين مقام شامخ ربانى نايل گرديد ، بر كليهء اسرار مكنون در عالم قضا و قدر الهى واقف مىگردد و با چشم ملكوتى و ديد و شهود عقلانى ، قلم و لوح را مشاهده مىكند . همانطور كه رسول اكرم ( ص ) در مقام حكايت از ديد و شهود خود در شب معراج مىگويد مرا به جايى سير دادند كه صداى گردش قلم را ( بر روى لوح قضا و قدر ) مىشنيدم . چنان كه در آيهء شريفهء « لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » « 1 » بدان اشاره شده است . پس كتابت عقليه ( يعنى صورى كه در لوح عقل ثبت گرديده است ) مصون و محفوظ از تبدل و تغير و نسخ و تحريف است و اما كتابت نفسيه ( يعنى صورى كه در لوح نفس ثبت گرديده است ) قابل تغيير و تبدل و محو و اثبات است و نسخ احكام از آن جا ناشى مىگردد ، و بعيد نيست كه شنيدن صداى صرير يعنى گردش اقلام بر روى الواح جهت ثبت صور حوادث واقع در عالم ، اشاره به صور قدريهاى باشد كه اقلامى كه رتبهء آنها مادون رتبهء قلم اعلى است ، بر الواحى كه مادون لوح محفوظاند ، ثبت نمودهاند . زيرا صورى را كه قلم اعلى در لوح محفوظ ثبت مىكند هرگز تغيير و تبدل پيدا نمىكنند و قابل محو نيستند و آنها عبارتند از صور حقايق علوم عقليهاى كه هيچگاه از صفحهء لوح محفوظ محو نمىشوند . ولى آن اقلام يعنى اقلامى كه صداى گردش آنها را پيامبر اكرم ( ص ) شنيده است اقلامى هستند كه صورى را در الواح محو و اثبات مىنويسند و صحف و كتب و شرايعى را كه بر انبيا عليهم السلام ، نازل مىگردند ، همگى از نوع صورى هستند كه در الواح محو و اثبات ثبت و ضبط گرديدهاند ؛ و لذا در يك شريعت و دين واحدى نسخ احكام روى مىدهد و نسخ در حقيقت عبارت است از انقضاى زمان اجراى حكم نه دفع و رفع حكم . زيرا آن چه كه در صحنهء وجود و هستى داخل شد هيچگاه منتفى و مرتفع نمىگردد زيرا هر امر حادثى را سببى است و براى آن سبب نيز سببى است تا سلسلهء اسباب منتهى گردد به امور حتمى قضائيه ( كه در عالم قضاى الهى ثبت و ضبط گرديده ) و به اسماى الهيه ( كه هر يك مقتضى ظهور يكى از مظاهر خود در عالم وجود و حاكى از انطواى حقيقت آن مظهر در ذات مقدس الهى است ) . و هر كس كه حقيقت امر در كيفيت صدور و ظهور كثرت و تغير از ناحيهء حضرت احديت سرمديه را درك نموده باشد حقيقت حال ( در
--> ( 1 ) اسراء / 1 .