السيد جعفر السجادي
512
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
وجود مىشود و بر كل آنها نيز اطلاق موجود مىشود و بنابر اين حد جامع همهء ماهيات موجود يك امرى است كه مصداق همان مفهوم است . « 1 » و بالجمله ملا صدرا مفهوم وجود را يك امر كلى و مفهوم عام مىداند كه صدق آن بر افرادش از باب صدق كلى مشلك بر افراد خود مىباشد و نه متواطى توضيح اين كه صدق مفاهيم كلى بر افراد و مصاديق خود در مواردى به تشكيك است و در مواردى به تواطرد . منظور از تشكيك است و در مواردى به توا ؟ ؟ ؟ طرد . منظور از تشكيك اين است كه در صدق بر افراد متفاوت باشد مانند مفهوم نور كه صدق و اطلاق آن بر نور قوى و اقوى اولويت دارد تا بر نور بسيار ضعيف و منظور از تواطؤ اين است كه صدق آن بر مصاديق خود يكسان باشد مانند مفهوم انسان كه صدق آن بر همهء افراد انسان يكسان است . زيد ، عمر ، حسن ، تقى همه انسانند و اينطور نيست كه يكى داراى انسانيت شديد باشد و يكى ضعيف لكن در نور اينطور نيست و نور مراتب دارد . پس مفهوم وجود هم به مانند ساير كليات امرى است اعتبارى و ذهنى و لكن اين مفهوم داراى مصداق است . لكن به مانند مفهوم انسان نيست كه مصاديق متباين داشته باشد و بلكه از ديدگاه ملا صدرا نوع كلى است كه يك مصداق دارد و آن يك مصداق مراتب دارد . ملا صدرا صدق مفهوم وجود را بر افراد و مصاديق كه در واقع مصاديق همه مراتب يك مصداقاند به اوليت و اولويت و اقدميت و اشديّت مىداند و گويد : وجود در بعضى از موجودات مقتضى ذاتش مىباشد ( ذات حق ) و در بعضى نه و در بعضى به حسب طبع اقدم است در بعضى اتم و اقوى است . وى گويد : آن وجودى كه بلا سبب است اولى و اقدم است به موجوديت از موجودى كه داراى سبب است و متقدم بر همهء موجودات است بالطبع و وجود هر يك از عقول فعّاله بر عقل بعد از خود تقدم دارند و وجود جوهر بر وجود عرض تقدم دارد ، وجود مفارق اقوى از وجود مادى است ، در موجودات مادى هم اجسام تقدم دارند بر وجود هيولى ، وى گويد : متقدم و متأخر و اقوى و اضعف در حكم مقوم موجوداتاند ، وجود در هر مرتبه غير از مرتبهء سابق و لا حق خود مىباشد و در عين حال عين آن ديگر است . « 2 » ملا صدرا گويد حقيقت هر چيزى عبارت از خصوصيّت وجود او است ( مرتبهء وجود او است ) و چون حقيقت اشياء به نحوهء وجود و مرتبهاى از آن مىباشد بنابر اين خود وجود و صرف وجود اولى است به اين كه داراى حقيقت و واقعيت باشد و تقرر هر چيزى به وجود است و تقرر وجود به نفس ذات خود است چنان كه سفيدى هر چيزى به بياض است و بياض به خود سفيد است و نيز چون سفيدى هر چيز به بياض است خود بياض اولى است به اين كه ابيض باشد و بالجمله همهء اشياء به وجود عارضى موجودند و خود وجود بالذات موجود است ملا صدرا گويد : وجود نفس ثبوت ماهيت است و نه ثبوت چيزى براى ماهيت تا اين كه به حكم ثبوت شىء براى شيئى فرع ثبوت مثبت له باشد و آنان كه وجود را اعتبارى و ماهيت را اصيل مىدانند از اين مطلب غفلت
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، صص 26 - 36 . ( 2 ) همان ، صص 37 - 43 .