السيد جعفر السجادي
504
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
نفوس تامه - مراد نفوس فلكيه است . « 1 » نفوس ساذجه - نفوسى كه در حد عقل هيولانى مىباشند نفوس ساذجه گويند . نفس . « 2 » نفوس سماويه - نفوس عماله - مراد نفوس فلكى اعم از ناطقه و منطبعه . « 3 » نفوس منطبعه - فلاسفه گويند براى افلاك دو نوع نفس است يكى نفس منطبعه و ديگرى نفس ناطقه و نفس منطبعه در افلاك به مثابهء روح بخارى در حيوان و انسان است كه سارى در تمام اجزاى افلاك است زيرا افلاك را مانند حيوان و انسان اعضا و جوارح خاصى نيست كه آلات و مظاهر نفوس باشند از اين جهت گويند آنها را نفوس منطبعه مىباشد . نور - ( نور و ظلمت ) همانطورى كه بيان شد يكى از اركان فلسفهء اشراقى مسئله نور و ظلمت است كه صدرا در اكثر از مسائل فلسفى خود از آن استفاده كرده و به طور كلى از قواعد اشراقى در بسيارى از موارد متأثر شده است صدرا گويد : « 4 » نور هم مانند وجود از امورى است كه بىنياز از تعريف است و تعاريفى براى آن كرده و گويند نور كيفيتى است كه كمال اول براى شفاف است از جهت آن كه شفاف است و يا كيفيتى است كه ابصار آن متوقف بر ابصار غير است تعريفات رسمى است نه حدى . و بالجملة كسانى كه گويند نور از كيفيات است خود در ماهيت آن اختلاف دارند بعضى گويند نور عبارت از ظهور لون است . و گويند ظهور مطلق ، ضوء و خفاى مطلق ، ظلمت و متوسط بيناند و ، ظل است . صدرا گويد اگر مراد از نور « الظاهر بذاته و المظهر لغيره » اراده شود مساوق با وجود است و بلكه نفس وجود است و در اين صورت حقيقت بسيطى است و منقسم مىشود به اقسامى چند مانند نور واجب بذاته و انوار عقليه و انوار نفسيه و انوار حسميه و غيره . و اگر اراده شود امرى كه به واسطهء آن اجسام ديگر آشكار و مبصر مىشوند و به واسطهء آن ابصار حاصل مىشود حقيقت آن مورد اختلاف فلاسفه است از اين قرار كه : بعضى گويند عرض است و از كيفيات محسوسه است بعضى گويند جوهر جسمانى است . « 5 » و بالجمله در مورد ماهيت نور محسوس و نه نور غير مادى يعنى همان نورى كه وسيلهء رؤيت رنگها است سخن بسيار گفتهاند پارهاى آن را جوهر جسمانى مىدانند و پارهاى عرض دانستهاند . ملا صدرا مىگويد لازم است تذكر داده شود كه كسانى كه آن را عرض مىدانند نبايد فكر كنند كه از عرضهاى معمولى است كه به واسطهء انفعال ماده و يا استحاله به وجود مىآيد و بلكه از عرضهايى است كه دفعتا از مبدأ فياض در محلى كه پذيراى او است به وجود مىآيد يا به واسطه مقابله نيّرى و يا بذاته ، و كسانى هم كه گمان برند جسم است بايد بدانند كه از اجسام
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 4 ، صص 63 ، 70 ، 312 ، 317 ، 375 . ( 2 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 168 . ( 3 ) رسائل ، ملا صدرا ، صص 153 - 210 . ( 4 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، صص 91 ، 95 و ج 1 ، صص 63 ، 411 . ( 5 ) همان ، صص 89 - 91 .