السيد جعفر السجادي

505

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

معمول مركب از قوت و فعليت و ماده و صورت نيست و بر فرض كه جسم باشد خالى از كيفيات انفعاليه مانند رطوبت ، يبوست ، ثقل و خفت و غيره است و همين‌طور از كيفيات فعليّه كه مقتضى آن انفعاليات است مانند حرارت كه موجب حركت به طرف فوق است و امثال اين‌ها و بلكه ناگزير بايد از اجسام كاينهء دفطيه باشد . بدون استحاله و انفعال لكن كسانى كه گويند جسم است اين طور نظر داده‌اند كه نور عبارت از اجسام صغاوى است كه از مضىء منفصل مىشوند و متصل به مستضىء مىشوند ( از نور دهنده و نور پراكننده منفصل مىشوند و به مستضيل يا نور گيرنده مىپيوندند ) ملا صدرا مىگويد اين امر اصولا ممتنع است زيرا بيش‌تر ستارگان نور پخش كننده اجرام كوكبى دائم الاناره‌اند يعنى ستارگانى كه دائما نور مىدهند و هيچ‌گاه اجزاى آن‌ها از آن‌ها جدا نشده و نمىشود ( معلوم مىشود نمىدانسته‌اند كه نور افاضه مىشود و تراوش مىكند ) و اگر نظر آنان درست باشد لازم آيد كه اجرام نيره لاغر و كوچك شوند و بايد مىشدند و به تدريج تمام مىشدند و از بين مىرفتند و يا به مانند نبات و حيوان ، بدل ما يتحلل جايگزين تحليل رفته مىشد و لازم مىآمد كه اجسام آن‌ها هم كاينه فاسده باشد ( كه البته آن‌ها قبول نداشته‌اند ) و در فلكيات اين امر محال است . از اين رو بسيارى بر آن شده‌اند كه اصلا نور جسم نيست به اين دليل و دلايل ديگر مانند : اگر نور جسم بود حركت طبيعى او به يك طرف بود و ساير جهات منور نمىشدند . اگر نور جسم مىبود بلافاصله و دفعتا موقعى كه خورشيد طلوع مىكرد دنيا روشن نمىشد و حال آن كه مىدانيم خرق و التيام افلاك محال است و دلايل و براهين ديگر . در تعريف آن نخست ملا صدرا گويد : نور هم به مانند ساير محسوسات بى نياز از تعريف است و تعريفى كه شده است و گفته‌اند : كمال اول براى شفاف است از آن حيث كه شفاف است و يا اين كه عبارت از كيفيتى است كه ابصار به آن ، متوقف بر ابصار به چيزى ديگر نمىباشد ، اين گونه تعاريف تعريف باخفى است و نه با عرف . پاره‌اى گفته‌اند : نور عبارت از ظهور رنگ است تنها ، و گفته‌اند : ظهور مطلق ضد است ، و خفا مطلق ظلمت ، و متوسط بين آن‌ها ظل يا سايه است و مراتب هر يك مختلف است . نور شمس را چون ذاتى او است ضوء ناميده‌اند و نور قمر را كه اكتسابى از آفتاب است نور ناميده‌اند كه البته آيات قرآن هم مفيد همين معنى است و لمعان عبارت از نورى است كه به وسيلهء آن رنگ جسم پوشيده مىشود و آن دو قسم است ، ذاتى و عرضى ، ذاتى ( يعنى لمعان ذاتى ) را شعاع و عرضى را بريق نامند . نور قيومى - مراد ذات حق است صدرا گويد هرقل حكيم گويد كه اول الاوائل نور حق است كه عقل ما آن را درنيابد و او خدا است .