السيد جعفر السجادي

491

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

خويش در او دميدم ) « 1 » بدان تصريح شده است و در همين عالم درهاى ملكوت بر روى وى باز مىگردد و بالنتيجه ارواح مجرد از قالب‌هاى جسمانى را با ديدهء ملكوتى مشاهده مىكند و مقصود من از اين ارواح ، حقايقى است عارى و مجرد از كسوت تلبيس و حجاب‌ها و پرده‌هاى اشكال گوناگونى كه چهرهء حقيقت را مىپوشانند . و اين صور عقليهء مجردهء حقيقيه همان صور مفارقه‌اى هستند كه بزرگان حكما و اصحاب معارج الهيه از اساطين و رؤساى پيشينيان اهل سير و سلوك و عرفان و حكمت آن‌ها را به چشم خويش ( در عالم خلسه و توجه كامل به ناحيهء جناب قدس الهى ) مشاهده كرده‌اند . چنان كه افلاطون الهى از خويشتن و دربارهء خويش حكايت مىكند و همچنين سقراط حكيم ، آن عارف ربانى و فيثاغورث و انباذقلس حكيم بزرگ و سايرين ديده‌اند و مشاهدات خويش را در كتب و رسائل خود نقل كرده‌اند . و همچنين ارسطاطاليس معلم اول و سر سلسلهء حكماى مشائين نيز اين صور قدسيهء الهى را مشاهده كرده است . چنان‌كه كتاب او كه به نام اثولوجيا معروف است ، بر اين مشاهده دلالت دارد ( و مشاهدات خويش را در آن كتاب بيان مىكند ) . و اين عالم ( يعنى عالم ارواح عاليه و عقول مجرده و صور مفارقه ) عالمى است بسيار گشاده كه براى ميدان فسحت او نهايتى نيست و عالمى است مشتمل بر اسرار الهى ؛ و سير و سياحت در اين عالم بىنهايت مانند سير و سياحت برروى آب و درياى بى كران است ؛ و ما بدين جهت سير و سياحت در آن جهان عقلى را به سير و سياحت بر روى آب دريا تشبيه نموديم كه آن جهان جهانى است سراسر مملو از حيات حيوان عقلى ( يعنى حيوانى كه جسم و روح آن سراسر عقلانى و مشتمل بر حيات عقلى است . همان‌طور كه آب مايهء حيات موجودات اين عالم است ) و براى اين عالم عقلى طبقات بسيارى است كه نخستين طبقهء آن به منزلهء زمين آن عالم است و سقف عالم جسمانى است كه در زير آن عالم قرار گرفته است . همان‌طور كه زمين بهشت ، كرسى است و سقف بهشت عرش رحمان است . سپس همين انسان ترقى مىكند و از اين مقام به مقامى بالاتر و از اين طبقه به طبقه‌اى عالىتر ارتقا مىيابد كه مثال و همانند او در اين جهان ، حركت كردن در هوا و پرواز در فضا است . و لذا هنگامى كه به رسول اكرم ( ص ) گفتند كه عيسى ( ع ) بر روى آب راه مىرفت و آن حضرت فرمود : اگر يقين و ايمان او زايد بر اين بود هر آينه از آب گذشته در هوا و فضا پرواز مىنمود . و اما سير و سياحت در عالم محسوسات و راهپيمايى در اطراف و اكناف آن‌ها ( و دلبستگى به آن‌ها ) در مثل عينا مانند راهپيمايى بر روى زمين و گردش و سير و سياحت در اطراف او است زيرا اين عالم يعنى عالم محسوسات همگى به منزلهء زمين‌اند براى عالم ارواح . و ما بين زمين ( كه عالم ارواح ، به منزلهء آسمان براى اين زمين است ) عالم ديگرى است به منزلهء كشتى ( براى كسى كه قصد سير و سلوك و راهپيمايى در اين كشتى دارد و اين عالم به اعتبارى عبارت است از عالم معانى جزئيه كه ما بين معانى كليه و محسوسات قرار

--> ( 1 ) ص / 72 .