السيد جعفر السجادي
461
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
نفوسى هستند كه كما و كيفا داراى حدسى شديد و كثيراند و با سرعت به عالم ملكوت اتصال پيدا مىكنند به طورى كه به وسيلهء حدسى كه در خود او است اكثر معلومات را در زمان بسيار كمى ادراك مىكند ، ادراكى شريف و نورانى و ايشان صاحب نفس قدسيهاند . و همانطور كه مراتب افراد بشر در جهت نقصان فطرت و خمود نور فطرت به حدى مىرسد كه فاقد حدس و فكر است و انبيا از ارشاد و هدايت آنان عاجز و ناتوان خواهند بود ، همينطور در جهت كمال و قوهء حدس و شدت اشراق به مرتبهء نفس قدسيه نايل مىگردد كه به قوهء حدس خويش در زمان بسيار كمى به كليهء معقولات و علوم و صور عقليه بدون تعلم نايل مىگردد ، و بالنتيجه امورى را ادراك مىكند كه ساير افراد بشر از درك آن امور عاجز و قاصراند ، مگر به تعب و مشقت فكر و تحمل رياضت در زمان طولانى . و به چنين شخصى كه صاحب اين نفس قدسيه و مرتبهء عالى كمال انسانى است ، نبى يا ولى گفته مىشود و اين قدرت و توانايى سير و عروج به اعلى مراتب علم و كمال ، عالىترين اقسام معجزه يا كرامت است و اين امر از جمله ممكنات نادر الوقوع است كه در اقل افراد بشر يافت مىگردد . اما خصلت دوم اين است كه قوهء متخيله وى آنچنان قوى باشد كه در عالم بيدارى عالم غيب را به چشم باطنى خويش مشاهده كند و صور مثاليهء غايب از انظار مردم در برابر او متمثل گردد ، و اصوات و كلمات و جملات محسوسه را از ناحيهء عالم ملكوت اوسط در مقام و مرتبه « هورقليا » و يا غير اين مقام و مرتبه به گوش خويش بشنود . و اين صورتى كه آن شخص مشاهده مىكند و در نظرش متمثل مىگردد ، ملكى است حامل وحى ( به نام جبرئيل و يا به نام ديگرى ) و آن چه را مىشنود از دهان آن ملك ، خود كلامى است منظوم و ساخته و پرداخته از ناحيهء خداوند و يا كتابى است در صحيفه و اوراقى . و اين مقام ، مقامى است مختص . معدوم - معدوم در مقابل موجود است يعنى آن چه در عالم خارج تقرر و وجود ندارد فلاسفه گويند : در اعدام و معدومات امتيازى نيست و امتياز اعدام به ملكات آنها است . و گويند آن چه معدوم شود بازگشت نكند و مراد از آنكه چيزى معدوم شود اين نيست كه محو و نابود شود زيرا آن چه متقرر در عالم است معدوم نخواهد شد بلكه صورتى را رها و صورتى ديگر پذيرد و مراد از آنكه گويند معدومات بازگشت نمىكنند همان صور آنها است و صدرا گويد « ان اللَّه لا يتجلى فى صورة مرتين و كل يوم هو فى شأن و لا تكرار فى التجلى » و در هر حال بازگشت موجودات با تمام عوارض و لواحق و حالات و خصوصيات غير ممكن است و هويات وجودات عبارت از تجليات حقاند كه متكرر نمىشوند و موجودات مراحل كمال را طى كرده تا و اصل الى الحق شوند و جهال گمان كنند كه آنها بالكل معدوم شده و چيزى ديگر موجود شده است . و از سير تكاملى اشياء غافلند . معدوم بسيط - ملا صدرا معدوم را دو قسم مىداند ، معدوم بسيط و معدوم مركب معدوم بسيط مانند عدم ضد اللَّه و عدم شريك و عدم مثل او كه تعقل آن از باب تشبيه به امر موجود است و از راه شناخت مضادات و