السيد جعفر السجادي

458

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

معاد ، عقيدهء گروهى از ملاحده و دهريه و عده‌اى از علماى طبيعى و دسته‌اى از اطبا است كه در فلسفه اعتنايى به آنان و در امور مسائل عقليه اعتمادى به گفتارشان نيست و بهره و نصيبى از شريعت حقهء اسلام و شرايع آسمانى ندارند . ايشان معتقدند به نفى معاد و امتناع حشر نفوس و اجساد به گمان اين‌كه انسان پس از مرگ به كلى معدوم مىگردد و اثرى از وى باقى نمىماند و براى او معادى نيست ، همان‌طور كه براى ساير حيوانات و نباتات معادى نيست ؛ و ايشان از نظر ما رذل‌ترين مردم‌اند در رأى و عقيده و پست‌ترين مردم‌اند از حيث مقام و منزلت . و آن چه از جالينوس در مورد معاد نقل شده است اين است كه او در اين مورد دچار ترديد شده است و ترديد او در اين مورد ناشى از ترديد او است دربارهء نفس كه آيا نفس صورتى است جسمانى و مولود از مزاج تا با فساد بدن و مزاج فاسد و نابود گردد يا صورتى است مجرد و روحانى تا بعد از فساد بدن باقى بماند . جمعى از منكرين و از متشبثين به ذيل علما ( كه غالبا خود ارزش علمى معتنابهى ندارند ) كسانى هستند كه علاوه بر انكار معاد براى تحكيم و تثبيت عقيدهء خود به قاعدهء « المعدوم لا يعاد » متكى شده‌اند ؛ و گفته‌اند كه بنابر اين ، حشر اموات محال و ممتنع است . ولى متكلمين سخنان آنان را از دو طريق مردود شمرده‌اند ، گاهى از طريق تجويز اعادهء معدوم و گاهى از طريق منع فناى حقيقت انسان پس از مرگ به اتكا به اين‌كه حقيقت انسان بسته به اجزاى اصليهء او است كه پس از مرگ باقى خواهند بود ، يا با تجزى و تفرقهء اجزا و يا بدون تجزى . سپس ايشان آيات قرآن و نصوصى را كه از ائمهء اطهار در مورد اثبات حشر اجساد وارد شده است ( و دلالت بر اين دارد كه اجساد مردگان در روز قيامت بدان كيفيت و خصوصيت كه بوده‌اند محشور خواهند شد ) بدين‌گونه تفسير و توجيه كرده‌اند كه مقصود از حشر اجساد جمع‌آورى اجزاى اصليه‌اى است كه اجزاى حقيقى انسان‌اند و در اثر مرگ از يكديگر متفرق و پراكنده شده‌اند ( تا بدين وسيله مجددا زنده و بدان صورت كه در دنيا بوده‌اند محشور گردند ) . پس ايشان به يكى از دو امرى كه عقلا و نقلا مستبعداند ملتزم شده‌اند ، يكى تجويز اعادهء معدود و ديگرى حصر حقيقت انسان در اجزاى اصليه ( كه بطلان هر دو امر هم از نظر عقلا و اعاظم حكما و متكلمين و هم بر اساس ظواهر آيات و نصوص و نيز بر اساس تحقيقات حكما و اطباى عالى مقام واضح و مبرهن است ) و به نظر ما سكوت براى آنان‌كه از حقيقت امر بىخبرند بهتر از سخن گفتن و اظهارنظر كردن است . در مقابل منكرين معاد ، كليهء محققين از حكما و فلاسفه و محققين فقها از اهل شريعت بالاتفاق معتقدند به ثبوت معاد ولى ما بين آنان در كيفيت معاد اختلاف است بدين گونه كه جمهور متكلمين و قاطبهء فقها برآنند كه معاد ، فقط جسمانى است زيرا روح در نزد آنان جرم لطيفى است سارى در بدن ( نه جوهرى مجرد و مغاير با بدن تا براى او معادى جداگانه باشد ) و جمهور فلاسفه برآنند كه معاد فقط روحانى است . ولى عدهء كثيرى از حكماى متألهين و مشايخ عرفاى شريعت حقهء اسلام به هر دو معاد