السيد جعفر السجادي
459
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
معتقدند . اما من تا به حال در كلمات و آثار ايشان دليل و برهان عقلى قاطعى بر اثبات اين مدعا نيافتهام ولى ما با توجه به اصول هفتگانهء مذكور ، برهانى عرشى براى اثبات اين مدعا اقامه نموديم و ثابت كرديم كه شخص معاد در روز قيامت هم از حيث روح و هم از حيث جسد عينا همان شخصى است كه در دنيا مىزيسته به طورى كه هر كسى او را ببيند مىگويد اين همان شخصى است كه در دنيا ديديم . اين است اعتقاد ما دربارهء معاد و هر كس آن را انكار كند ، ركن بزرگى از ايمان را انكار كرده ، و عقلا و شرعا كافر و زنديق است و بايد بسيارى از نصوص و احكام كتاب و سنت را نيز انكار كند . اشراق پنجم : در رفع شبهات منكرين معاد جسمانى نخستين شبهه اين است كه اعادهء اجسام به عينها مستلزم اعادهء معدوم است . دوم اينكه مفسدهء تناسخ ( كه عبارت است از تعلق دو نفس به يك بدن ) لازم مىآيد ( يكى نفس معاد ديگرى نفس حادث كه به بدن حادث در روز قيامت تعلق مىگيرد . زيرا بدنى كه در روز قيامت عودت داده مىشود ، ناچار بدنى است حادث و هر بدن در هر عالمى حادث گردد ، بىدرنگ از طرف حضرت واهب الصور نفسى به وى تعلق خواهد گرفت . زيرا هر بدنى بالفطره مستعد قبول نفسى است مخصوص به وى ) . سوم اينكه اعادهء ابدان مردگان بدون هيچ قصد و غرضى امرى است لغو و عبث كه سزاوار حكيم نيست ؛ و اگر اعاده ابدان مقرون به قصد و غرضى است ، اين غرض اگر عايد به خدا است پس او موجودى است ناقص و محتاج به تكميل به وسيلهء حصول غرض . درحالى كه بايد او را منزه از هر نقص و قصورى دانست . و اگر غرض عايد به بندگان است از دو صورت خارج نيست . يا ايلام و ايذاى او است كه چنين امرى شايستهء خداى حكيم دانا نيست . « 1 » معانى عامه - مراد از معانى عامه كه معانى ناعتيه هم مىگويند مانند وحدت و شخصيت و امكان و وجوب و غيره است . « 2 » معجزات - معجزه امرى است كه بطور عادى و مردم عادى از انجام آن عاجزند . ملا صدرا در شواهد الربوبيه گويد : اشراق دوم : در بيان اصول معجزات و خوارق عادات قبلا در مباحث گذشته يادآور شديم كه انسانى كه از جهت مبادى ادراكات سه گانه يعنى قوهء احساس و قوهء تخيل و قوهء تعقل به سرحد كمال رسيده است ، جوهر ذات او از عوالم سه گانه يعنى عالم احساس و عالم تخيل و عالم تعقل التيام و انتظام يافته است . و نيز ثابت شد كه هر صورتى از صور ادراكيه خود قسم خاصى است از وجود و اينكه براى هر يك از اين صور قوه و استعدادى و نيز مرتبهء تمام و كمالى است و مرتبهء كمال عبارت است از اينكه شىء از قوه به فعليت برسد . بنابر اين كمال تعقل در انسان اتصال او است به ملأ اعلى ، و مشاهدهء ملائكهء مقربين . و كمال قوهء مصوره ، انسان را مىرساند به مرتبهء مشاهدهء اشباح و صور مثاليه و تلقى و دريافتن مغيبات و اخبار جزئيه از آنان ، و اطلاع يافتن بر حوادث گذشته و آينده . و كمال قوهء
--> ( 1 ) ترجمه شواهد ، ص 470 . ( 2 ) اسفار ، ج 2 ، ص 88 .