السيد جعفر السجادي
442
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
زيرا وجود آنها وجود ذوات وضع است و هر جزئى از آنها داراى وضع و مكان ديگر است و هيچ جزئى براى جزء ديگر مدرك نيست و بالنتيجه هر امر جسمانى يا جسم ، ذات خود را ادراك نمىكند و هر موجود غير جسمانى چون محتجب از ذات « 1 » خود نيست حاصل است لذاته و عاقل است لذاته زيرا كه علم نفس وجود است به شرط عدم احتجاب از خود . ملاصدرا اين مطلب را از اين طريق بيان كرده است يعنى بر اساس فرض خود و اصالت و وحدت وجود و اين كه علم هم نوعى از وجود مجرد است پس همه مجردات عالم به ذات خود و عالم به مجردات غير خوداند چون در مجردات حجابى نيست پس نفس در مرحله تجرد شاعر و عالم به خود است و پس از مفارقت از كالبد شاعر و عالم به خود و ساير نفوس و عقول است چون از شوائب امكانات و اعدام خلاص شده است . اما فلاسفه ديگر مانند ابن سينا مسأله را از طرق ديگر اثبات كرده كه قريب المأخذ به اين طريقه است و همانطور كه هر مجردى عاقل ذات خود است هر مجردى نيز لذاته عقل يعنى معقول است زيرا عاقل لذاته منفك از معقول لذاته بودن نخواهد بود و مىتوان گفت موقعى كه درست است كه مدرك غير خود باشد واجب است كه مدرك ذات خود باشد زيرا موقعى كه « 2 » مجرد از ماده و لواحق ماده باشد ، هر آن چه ممكن است ، براى او واجب است كه بالفعل حاصل براى او باشد زيرا كه ممتنع است كه مجردات در معرض انتقال و تجدد باشند و بنابر اين در آن چيزى بالقوه نيست پس ممكن المعقوليت بودن آن غير منفك است از معقول بودن آنها بالفعل پس واجب است كه معقول او باشد هر آنچه كه صحيح است كه معقول بالفعل باشد پس هر مجردى عقل لذاته است دائما و نيز هر آنچه عاقل ذات خود مىباشد تعقل او ذاتش را عين ذاتش مىباشد زيرا هر آنچه خود را ادراك كند از جهت حضور ذاتش مىباشد به نزد ذاتش ، نه حضور صورت ديگرى و بالجمله تعقل ذات به نفس حضور آن ذات به نزد ذات است و قهرا دائمى است . مجبّره - پيروان مكتب جبر . محبت - محبت و آنچه مرادف با محبت است عبارت از ابتهاج به شىء يا از شىء موافق است اعم از اين كه عقلى باشد يا حسى حقيقى باشد يا ظنى ( ان المحبة و ما يراد فها فى وضع اللسان عبارة عن الابتهاج بالشىء الموافق سواء كان عقليا او حسيا حقيقيا او مظنونا . » عشق . « 3 » محرك - يكى از اصول مسلم فلاسفه كه تقريبا مورد اتفاق آنها است اين است كه هيچ متحركى محرك ذات خود نمىتواند باشد و هر متحركى محركى لازم دارد در اين بين طبيعيون گفتهاند همه حركات منتهى شود به طبيعت و طبيعت بذاته متحرك است و محرك خارجى ندارد ملاصدرا اين عقيده را با ذكر دلايل متعدد مردود مىداند و ثابت مىكند كه طبيعت نيز خود عوامل محركه دارد . « 4 » فاعل حركت گاه بالذات عامل حركت است و گاه به واسطه و بالعرض مانند نجار كه به واسطه آلات و ابزار نجارى عامل حركت است و از
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 447 . ( 2 ) همان ، صص 448 و 465 . ( 3 ) مبدأ و معاد ، ص 113 و رسائل ، ملاصدرا ، ص 269 . ( 4 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 47 .