السيد جعفر السجادي
441
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
عبارت از عالم عقول مجردهاند و از آنها به مثل نوريه تعبير كرده است . اين تعبير را شهابالدين سهروردى نيز كرده است . بنابر اين دو عالم مثال مىدانند يكى مثل عقليه مجردّه كه همان عالم مجردات است . و ديگر مثل معلقه كه اشباح برزخيهاند ، برزخ بين مجردات و ماديات . ملاصدرا گويد : انسان عالم محسوس با مادهء و عوارض آن انسان طبيعى است و وجود ديگرى دارد با مقدار و شكل و خصوصيات ديگر كه انسان نفسى است و آن برزخ است و سوم انسان عقلى است . وى گويد : آنچه از انسان ادراك مىشود يك معنايى است مشترك بين كثيرين و با نوعى تجريد عقلى اين ادراك حاصل مىشود و بديهى است كه انسان طبيعى با امكان و زمان خاص و عوارض و لو احق ماده مدرك ما نمىشود و آنچه معقول و مدرك است عارى از اين عوارض است . پس انسان يك وجود طبيعى دارد در ماده و وجودى در حسّ مشترك و وجودى در خيال و وجودى در عقل و همهء موجودات يك وجود طبيعى دارند يك وجود شبحى مثالى مانند صورتهاى در آينه پارهاى از خصوصيات مادى را دارند و پارهاى را ندارند در مرحلهء بالاتر وجودى در عالم عقول كه مثل عقلى نامند و هر عالى علت دانى است . عالم عقول علت عالم مثل برزخيه ، و مثل برزخيه ارباب انواع جسميّهاند . « 1 » مثل معلقه - مراد صدرا از مثل معلقه همان اشباح مقداريه و صور مقداريه و خيال منفصل است . « 2 » مجرد - مجرد يعنى بدون لواحق و ضمايم ، تنها ، برهنه و تجريد نيز به معناى جدا كردن ضمايم و خصوصيات شىء است به وسيلهء ذهن و به عبارت ديگر تجريد به معنى عريان كردن چيزى است از صفات و عوارض مادى و آن در عقل و ذهن امكانپذير است و مجردات موجوداتى هستند كه مفارق از مادهاند مانند عقول و نفوس كه مجرد بالذاتاند . « 3 » مجردات بر دو قسماند يكى مجرداتى كه ذاتا و فعلا مجردند مانند عقول و ديگر مجرداتى كه ذاتا مجردند نه فعلا مانند نفوس انسانى و فلكى و از آن جهت است كه گويند عقول مجردات محضهاند ، در فلسفهء صدرا مانند فلسفهء افلاطون مجردات اهميتى خاص دارند چنانكه در مسألهء مثل نوريه و مثل معلقه و خيال منفصل كه بيان شد و او در حقيقت بسيارى از مسائل فلسفى خود را بر مبناى مجردات قرار داده و آنها را حل كرده است چنانكه در مسألهء حشر و معاد و ثواب و عقاب و غيره اين نظر كاملا هويدا است . از جمله مسائل مربوط به مجردات اين است كه گفتهاند هر مجردى عاقل ذات خود است . ملاصدرا مىگويد اثبات اين مطلب كه هر مجردى لذاته عاقل است بعد از شناخت ماهيت علم امرى سهل است موقعى كه معلوم شد كه ماهيت علم عبارت از وجود صورت شىء است غير مشوب به عدم و فقدان . زيرا ماده لذاته غير مدرك است زيرا لذاته وجودى نيست مگر براى صورت و صور طبيعيه ذات خود را ادراك نمىكنند زيرا ذات آنها مخلوط با اعدام است
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 190 . ( 2 ) همان ، ص 64 و ج 9 ، ص 26 . ( 3 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 3 ، ص 447 .