السيد جعفر السجادي
430
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
را عددى است در خارج غيرمتناهى . اين امر باطل است ، زيرا موضوع اين قضيه امر غير موجود است . زيرا جمله اشخاص من حيث جمله و بر روى هم وجود ندارد پس موضوع قضيه ممتنع الوجود است و به عبارت ديگر جملهء اشيايى كه هر يك آنها پايدار نباشند مگر به وجود آن ديگر به عنوان اشياء و يا اشخاص متعدد وجود ندارد . و اما قسم دوم كه جمله اشخاص ماضيه را امرى است كه آن را عدى است نامتناهى در ذهن . اين هم باطل است زيرا ذهن نتواند و قادر نيست كه يك عدد لا نهايت را در خود حاضر كرده و حكم به غير متناهى بودن آن كند . و اما قسم سوم كه حكم سلبى است درست است زيرا مقتضى وجود موضوع نيست پس درست است كه حكم شود كه اين اشخاص متناهى نمىباشند و براى صحت اين حكم ( حكم سلبى ) جايز است كه فى الجمله اشخاص در ذهن حاضر شوند و نه مفصلا و همينطور است وضع در قسم چهار كه باز هم حكم سلبى است لكن بر حسب و هم پس در طرف نفى و حكم سلبى اعم از اينكه موضوع قضيه وهمى فرض شود و يا وجودى مىتواند قضيه و حكم درست باشد . و نيز لانهايت در پنج مبحث مورد بررسى است . 1 - گاه از لانهايت خود لانهايت منظور است و گاه شىء موصوف بلانهايت همانطور كه در عدد نيز گاه خود عدد خواسته مىشود و گاه ذوالعد - ( معدود ) پارهاى براى طبيعت لانهايت مبدئى قرار دادهاند و آن مبدأ عالم است ملا صدرا اين فرض را اصلا و فرعا باطل مىداند . 2 - بحث در موصوف بلانهايت - و چون موصوف بلانهايت امرى عدمى است ناگزير او را صرفا مادهء لازم است و نه صورتى . 3 - جسم موصوف به لانهايت محال است كه متحرك باشد . 4 - جسم موصوف بلانهايت را وجودى نيست 5 - زيرا اگر فرض شود جسم موصوف بلانهايتى وجود داشته باشد قهرا فعل و انفعال آن در لازمان خواهد بود . لاهوت - مراتب و احديت كه از آن تعبير به وجود جامع مىشود از لحاظ جامعيت آن بر اسما و صفات مرتبت لاهوت است و بالجمله صقع ربوبى را مرتبت لاهوت گويند . « 1 » لذت - لذت عبارت از ادراك ملايم با طبع است در مقابل الم كه ادراك منافر و منافى با طبع است هر يك از لذت و الم بر حسب قوت مدركه منقسم مىشوند به عقلى و وهمى ، حسى و خيالى . حسى مانند تكيف عضو لامس به كيفيت ملموسه شهيّه و ذايقه به حلاوت و غيره و خيالى مانند تخيل لذات حاصله يا مرجوة الحصول در اثر پيروزى در انتقام و غيره و وهمى مانند توهمات نافعه و آرزوهاى شيرين و عقلى عبارت از مدركات و امورى است كه براى جوهر عقلى لذتآور است كه كمال او باشد و رسيدن به نهايت كمال عقلى خود باشد . و در مقابل آن آلام حسى ، وهمى ، خيالى و
--> ( 1 ) تفسير سوره واقعه ، ص 157 و اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، صص 112 - 117 .