السيد جعفر السجادي

425

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

جسمانيات بر اكثر مردم غلبه دارد ( و بدين جهت معجزات و خوارق عادات در مورد اجسام و اجرام عالم در نظر آنان بسيار قابل تعظيم و اهميت است ) . پس جمهور خاصيت دوم را كه عبارت است از اخبار از حوادث جزئيه ، مورد تعظيم و تكريم قرار مىدهند و اين گونه اخبارات در نظر آنان اهميتش بيش از اطلاع بر معارف حقيقيه است . و اما صاحبان عقل و درايت بر خلاف جمهوراند زيرا افضل و اكمل اجزاى نبوت در نظر آنان قسم اول است و سپس قسم ثانى و سپس قسم ثالث . و قسم اول از اجزاى نبوت جز خير و فضيلت نخواهد بود ولى هر يك از دو جزء اخير به دو وجه منقسم مىگردد . . . كياست - كياست عبارت از تمكن نفس است از استنباط « ما هو انفع » براى شخص كه ادراك كنندهء مصالح و مفاسد خود باشد . « 1 » كيف - يكى از مقولات نه گانهء عرضى كيف است و آن عبارت از هيأتى است كه تصور آن موجب تصور چيزى ديگر خارج از ذات آن و حامل آن نباشد و مقتضى قسمت و نسبت هم نباشد « انها هيئة قارة لا يوجب تصورها تصور شئ خارج عنها و عن حاملها » و بالجمله مقتضى قسمت و نسبت در اجزاى حامل آن نباشد . كيفيات بر انواع و اقسامى چندند : 1 - كيفيات مختصهء به كميات مانند استداره و تربيع و زوجيت و فرديت . 2 - كيفيات محسوسه كه انفعالات و انفعاليات نامند زيرا اگر سريع الزوال باشند مانند حمرت براى خجل انفعال نامند و اگر راسخ باشند انفعاليه و انفعالات نامند . 3 - كيفيات استعداديه مانند قوت ، صلابت و غيره و بالجمله اقسام كيفيات عبارتند از : 1 - كيفيات محسوسه كه انفعالات و انفعاليات نامند . 2 - كيفيات نفسانيه 3 - كيفيات متصلهء به كميات 4 - كيفيات استعداديه و هر يك از آن‌ها را انواع است مثلا كيفيات نفسانيه را اگر راسخ نباشند حال گويند و اگر راسخ باشند ملكه گويند و كيفيات محسوسه به اقسامه اگر سريعة الزوال باشند انفعالات گويند و اگر راسخ باشند انفعالات نامند هر يك از اقسام كيفيات در تحت عنوان كلمات مربوط به خود شرح داده شده و يا مىشود . « 2 » در شواهد الربوبيه آمده است : و ديگر از اعراض كيف است و آن عبارت است از هيأت و حالتى قارّ و ثابت در محل و غير قابل قسمت و نسبت ( هر چند بالعرض و به تبع محل قابل قسمت و نسبت است مانند حرارت و برودت در اجسام و استقامت و انحنا در خط و شادى و غم و نظاير آن در نفس ) و گاهى كيف متضاد با كيف ديگرى خواهد بود ( مانند بياض كه ضد سواد است ) و گاهى نيز ( در نتيجهء حركت ) رو به اشتداد و كمال مىنهد ( مانند حرارت در آب مجاور با آتش و با آفتاب كه به تدريج شدت مىيابد و مخفى نماند كه اشتداد در كيف گاهى تابع اشتداد در جوهر است ، مانند اشتداد حرارت در قطعهء فلزى كه در آتش گداخته و ذوب شود و گاهى نيست مانند اشتداد حرارت در آب مجاور با آتش و آفتاب ) . كيف به چهار قسم ( كه هر يك جنسى است

--> ( 1 ) مفاتيح الغيب ، ص 141 و اسفار ، ج 3 ، ص 518 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 97 .